جعفر شهرى باف
425
طهران قديم ( فارسى )
آمد شكستنش حتمى مىباشد و سوراخ كردن طاقها هم ضربهايست كه شكستن و خرابيشان را مسلم مىسازد و همان نيز شد كه آنها گفته بودند و هر طاقى كه شكست و ريخت ديگر اجازه مرمت ندادند و طاقهايى بود كه در هر زمستان از بازارها فرود آمده با اجازه ندادن ساختن آنها به شكل اصلى خود بازارها تركيب نامطلوب و ناهمرنگ به خود مىگرفت . فايده بازار اصولا بازار از اينجهت ساخته مىشد كه محيطى مخصوص داد و ستد بوده ، تمركز عرضه و تقاضا داشته ، رقابت و فعاليت بوجود آمده همكارى و چشمهمچشمى پديدار گشته و صرفهء وقت خريدار باشد و از تورم و گرانى و آشفتگى معاملات جلوگيرى نمايد ؛ علاوه بر حفظ كاسب و مشترى از گرماى تابستان و سرماى زمستان و گرد و غبار و گل و لاى و حفاظ اجناس و امتعه از حرارت و آفتاب و برودت و رطوبت و خاصيتى براى دكاندار بر جلوه و جلاى متاع و استتار معايب اجناس كه موجب رغبت هر كاسب به كسب در بازار مىگرديد . از اين رو هر چه بازارها و دكاكين بازار پر رونق و پر بده و بستان بود خيابان و دكانهاى خيابان بىرونق و بىرنگ و روى ، تا آنجا كه كمتر دكانى در خيابان وجود داشت كه بتوان نام دكان بر آن نهاد و به اين حساب هر مالكى كه در صدد ساختن دكان در ملك خود برمىآمد لازم بود كه با مالكان اطراف همبستگى كرده آن را به صورت بازار و بازارچه و گذر و به شكل مسقف درآورد اگر چه سه چهار دكان و يكى دو طاق بوده باشد كه در غير اين صورت سگدانى شده كسى آن را نمىگرفت . بازار ارسىدوزها از جمله بازارهاى راست و درستى بود كه مالكان آن با هم يگانگى كرده آن را مستقيم و همقواره و يك شكل ساخته بودند ؛ با درهاى تختهاى كه در دو ناودان چوبى بالا و پايين كه تختههايش در آنها پهلوى هم قرار گرفته ، شاهتختهاى آن را محكم مىنمود و زينت و نماى داخل آنها عبارت بود از تختههاى باريك ميخكوفتهاى كه ارسىها را از پاشنه بر ميخهاى آن زده در معرض ديد مىگذاشتند و خوش كششترين دكانهايش آنهائى كه در آنها همه نوع كفش از مردانه و زنانه و بچگانه فراهم و به ميخ آويخته شده بود ، كه زن و مرد