جعفر شهرى باف
426
طهران قديم ( فارسى )
مىتوانستند از يك دكان براى خود و حتى فرزندان كفش تهيه بكنند ، چه تا قبل از اين رسم بر اين بود كه هر دكان نوعى كفش عرضه نموده زنانهدوز و مردانهدوز جدا بوده تداخل متاع يكديگر نداشته باشند ، كه چند خودسر اين سنت را بهم زده بود و از اين چند دكان جالبتر دو سه دكان فرنگىدوز كه جلو دكان هم جعبه آئينه گذارده نمونهء كفشهايشان را در آن قرار مىدادند و كفش ديگرى به اسم ( چسك ) « 5 » كه در الوان مختلف براى نوزادان ميدوختند كه در سبد ريخته جلو دكان مىگذاشتند . كفشهايى كه در اين بازار دوخته مىشد عبارت بود از ارسى چرمى مردانه به اسامى دهان دولچهاى « 6 » ، سگكى « 7 » ، پاشنه نخواب « 8 » ، پاشنه بخواب « 9 » و اينها كفشهايى بودند كه خريداران بايد بعد از خريد پاشنههاى آنها را نعل بكوبند و بعد از اينها نعلينهاى آخوندى بدون پاشنه با نعلكى « 10 » كوتاه از چرمهاى زرد و قرمز و زيادتر در رنگ زرد در اين نظر كه اين دو رنگ مخصوصا رنگ زرد ميل غريزى را زياد ميسازد و اختيار نداشتن پاشنه از اينجهت كه كفش بىپاشنه و پشت ، شتاب و عجله را از ميان برده تأنى و طمأنينه را زياد كرده ؛ قدم را كوتاه نموده شكم را جلو داده شخصيت و متانت مىآورد . « 11 » ديگر كفشهاى چرمى زنانه مانند : طرح گالشى « 12 » سه خط « 13 » ، پنج خط « 14 »
--> ( 5 ) . كفشى جهت اطفال شيرخوار تا يك ساله ، مانند جوراب از پوست نرم بره و گوسفند ، شبيه پوست انبانه ، از ( ميش ) و ( تيماج ) در رنگهاى مختلف به قيمت پنج تا شش شاهى . ( 6 ) . كفشى مانند گيوه يا دمپائى از چرم كه پشت و پاشنه داشته باشد ، بدون بند و سگك . ( 7 ) . كفشى از چرم با رويهء يك تكه كه دهانهء آن با سگكى بهم مىآمد . ( 8 ) . مانند دهان دولچهاى با پشت پاشنهء محكم كه با پاشنهكش به پا كشيده مىشد . ( 9 ) . مانند دهان دولچهاى با پشت پاشنهاى نرم كه هم كفش و هم دمپائى بود . ( 10 ) . پاشنه - جاى نعل . ( 11 ) . اين نعلينها را با شلوار سفيد گشاد كه دم پاچهء تنگتر داشت و بند ليفهاش غالبا از جلو آويخته بود و با پس رفتن عبا و دامن قبا نمودار مىشد مىپوشيدند . ( 12 ) . كفش نرم بىپاشنه كه فقط دولا چرم پاشنه آن را از كف مشخص مىكرد و شبيه گالش بود . گالش كفشى بود لاستيكى سياه با آستر ماهوت قرمز كه از روسيه مىآوردند و در ميان زنان پير و ميانه سن طرفداران زياد يافته بود و تك فروشى آن دو قران تا دو ريال ( دو قران و دهشاهى ) بود . ( 13 ) . خط در كفش اندازه و نمره آن بود كه سه خط كوچكترين و پنج خط بزرگتر آن بشمار مىآمد و با ( تخته كار ) كه تختهاى شبيه خطكشهاى بيست سانتى با سر نازك بود و با قرار دادن زير گزن به كار بريدن اضافات لبهء كفش مىآمد خطهاى كفش بزيره آن كشيده مىشد . ( 14 ) . ميانه پا .