جعفر شهرى باف

408

طهران قديم ( فارسى )

كارناوال نمايش كارناوال نيز تظاهرى بود كه اواسط سال 1312 در اين ميدان به عمل مىآمد كه دو سه سالى بيشتر نپائيده نيمهء سال سوم از هم پاشيده شد ، به قول معروف ( از بس شور بود خان هم فهميد ! ) به تعطيل انجاميد . شروع آن به مناسبت ( الغاء امتياز نفت دارسى ) بود كه به امر رضا شاه صورت گرفت و آن لغو قراردادى ميان كمپانى انگليسى و ايران دربارهء نفت بود كه چند سال ديگر از مدت آن باقى مانده شاه منتظر پايان آن نشده آن را يك جانبه لغو كرده بود ! و مردم درباره‌اش مىگفتند روزى شاه به آبادان مىروند و لوله‌هاى بسيارى را مشاهده مىكنند كه از هر طرف كشيده شده است و از چگونگى آنها سؤال مىكنند ؟ بعرض مىرسد كه اينها لوله‌هاى نفتى است كه توسط كمپانى انگليسى از ايران خارج مىشود ، كه سؤال دوم ( كه بابت آن چه مبلغ عايد ايران مىگردد ؟ ) پيش مىآيد و جواب آن نيز چنين اظهار مىشود كه جز مقدار ناچيزى نمىباشد ! كه با عصبانيت دستور بستن شيرها را صادر مىكنند و وقتى بعرض مىرسد اين كار از حزم و احتياط بدور است و امكان قشون‌كشى انگليس را به خاك ايران باعث مىشود ، با خشونت مىفرمايند : ( ما هم سر لوله‌هاى نفت را در دريا رها مىكنيم و يك كبريت هم به رويش مىاندازيم و همه قشون و مملكتشان را به آتش مىكشيم ! ) و در همانجا قرارداد را يك طرفه لغو مىكنند كه ناچار انگليسيها هم چون سمبه را پر زور و خود را در برابر چنان قدرتى ناچيز مىيابند ، تن به قضا داده تسليم نظريات اعليحضرت مىشوند و قرارداد ظالمانهء يك طرفه را باطل و قرارداد عادلانهء جديدى منعقد مىكنند و ايران فاتح مىشود ! ! ! البته در صورتى كه اين امر ، غيرواقع تلقى شود تحققش هم از طرف چنان پادشاه پرسطوتى مستبعد نمىتوانست باشد . ولى واقعيت امر چنين بود كه اصولا بخاطر همين نفت بر روى كار آورده شده بود ، از آنجا كه جز چند سالى از قرارداد بيشتر باقى نمانده بايد تمديد بشود و طرف مقابل حوصله‌ى سر و كله زدن ، با وزير و وكيل و هوچىها را نداشته خيال خود را يكسره راحت كرده بود . با اين واقعه بود كه هر خيانت و امر مهم زيرجلكى را بايد وارونه جلوه