جعفر شهرى باف
383
طهران قديم ( فارسى )
خيابان دروازه شميران يكى ديگر از خيابانهاى تهران ، خيابان دروازه شميران ، امتداد نظاميه بود و از مشخصاتش داشتن لشوش و اوباش كمزور و پر شر و شور آن كه در ظل حمايت امين الدوله « 1 » بزرگ ، اهالى دروازه شميران از گزند هر تعقيب و گوشمالى در امان بوده ، از اول غروب خيابان را صحنهء بدمستيها و عربدهكشيهاى خويش ساخته عرصه را بر مردمان تنگ مىكردند ، اما هرگز به قول داشمشديها « بيش از يك طاق لوطى نبودند ! » و جرأت قدم از خيابان بيرون گذاشتن نمىكردند و مانند ارباب و حامى كاشى كم دل خود ، در مبارزات محلى فقط به دشنام و تظاهر قناعت مىكردند . البته اين صفت از بزرگ محل كه كاشى بود و جماعت كاشى به بزدلى معروفيت داشتند مستبعد نمىتوانست باشد چنانچه درباره خود امين الدوله اين قصه در اذهان بود كه مىگفتند وقتى مورد غضب شاه واقع شده هدف دشنام و ناسزا قرار مىگيرد ، مغضوبا به خانه رفته ، بحمام شتافته سر در زير آب خزانه فرو برده در دلش مىگويد هستى ! و اين عمل را كه جواب شاه بوده با
--> ( 1 ) . امين الدوله ، سياستمدارى معتدل و هوشيار و مردمدار و گشادهدست ، سمتهايش وزارت و رياست وزرايى و امثال آن ، پسرانش نيز صاحب مقامات وزارت و صدارت ، در سياست معروف به مرغ كه هم سر سفرهى عزا و هم بر سفرهى عروسى برده مىشدند ، يعنى هم در زمان استبداد هم زمان مشروطه متصدى امور مىگشتند . از سخنان يكى از پسرانش ( على امينى ) كه بارها رئيس الوزراء شده بود اين كه روسها بيايند من رئيس الوزراء و انگليسىها بيايند من رئيس الوزراء ميباشم ، و چرا و به چه خاطرش اهل فن درك مىكنند ؟ !