جعفر شهرى باف
362
طهران قديم ( فارسى )
مطبخ و موال مشروطه ؟ ! از مدتها قبل از گفتگوى مشروطه كه هنوز بويى از آن به مشام مردم نرسيده بود ، سفارت انگليس ابنيهاى را در جنوب باغ خود شروع كرده بود شامل آشپزخانهها و تعداد بسيارى مستراح كه پس از اتمام جلو آنها را ديوار كشيده به حال خود مىگذارد و اين اسباب حيرت اهل شهر مىشود كه انگليسيهاى با فهم و شعور چگونه بايد تا اين اندازه احمق و بىحساب شده باشند كه اولا ساختمان آشپزخانه و مستراح را تا اين حد دور از ساختمان مسكونى سفارت ساخته و ديگر براى مشتى اعضاى انگشتشمار اينهمه اجاق و چاهك آب چلو و دودكش و وسايل آشپزى تهيه ببينند و در آخر آنهمه مستراح بنا نموده و در صورت حاجت ، چگونه بايد در آنها را گل گرفته مسدود بكنند ؟ ! اما پس از چندى كه زياده بر ده سال شد ، در سفارت جهت معدلت خانه « 7 » خواهى و مشروطهطلبى به روى اهل شهر گشوده شد و چادرهاى احزاب در زير درختهاى آن برپا و مجموعههاى چلو قيمه و چلو بادمجان بر سر پيشخدمتها جلو مردم گذاشته شده پرى معده در تنگنايشان نهاد ، متوجه شدند كه آن آشپزخانهها در آن زمان براى چه بوجود آمده ، رديفهاى مستراح آن به چه مقصود ساخته شده بود ! و اما آنچه فكر غالب مردم را مشغول كرده بود آن كه نمىدانستند مشروطه و عدالت خانه يعنى چه ؟ و اگر مىگويند مشروطه مىخواهيم بگويند يعنى چه مىخواهيم ؟ و اگر كسى از آنها كه به باغ سفارت انگليس رفته بست نشستهاند بپرسد براى چه متحصن شدهاند ؟ چه جواب بدهند ؟ ! تا ناچار روزى از واعظى به نام سيد جمال ( البته غير از سيد جمال اسد آبادى بلكه بطورى كه بعدها گفته شد پدر سيد محمد على جمالزاده ) كه او هم تقريبا كلهاش بوى قرمهسبزى مىداده و مخالف مشروطه بوده است ؛ سؤال مىكنند ، او هم جواب آن را اين طور روى منبر مىدهد : مگر شماها كه معنى مشروطه را سؤال مىكنيد ، چيزهاى ديگر سرتان مىشود كه از اين يكى سر درنياوردهايد ؟ ! و مگر از اينهمه وقايع كه زير جلكى در
--> ( 7 ) . لفظى كه بعدا به اسم مشروطه تغيير پذيرفت .