جعفر شهرى باف
28
طهران قديم ( فارسى )
و سحر همان شب دار فانى را وداع مىكند . قنبر سياه را شسته كفن كرده حاج محمود را هم غسل و كفن نموده حمل مىكنند و وقتى هنگام دفن گوركن نقاب كفن حاج محمود را در قبر باز مىكند او را سياه كريه بد هيبتى مىنگرد « 38 » كه زشتتر از آنى نديده بوده است و اطرافيان هم كه آن را نتيجهء اعمال بد او تصور مىكنند لب فرو بسته اظهارى نمىكنند تا قبر از خاك انباشته و هموار مىشود و از آن سو وقتى در قبرستان چهارده معصوم « 39 » نقاب كفن قنبر سياه را كنار ميزنند وى را با چهرهاى سفيد و سر تراشيده و ريش خضاب كرده بقيافهء حاج محمود مىنگرند و اندك اندك مطالب بر سر زبانها افتاده اسباب شايعات و حرف و سخن مىشود تا آخر كه از اشتباه ناقلان جنازهها معلوم مىگردد ، اما ديگر كار از كار گذشته نبش قبر حرام و حاج محمود در قبر قنبر سياه و قنبر سياه مدفون مقبرهء حاج محمود و مجاور حضرت عبد العظيم مىشود ! فاحشهها چنانچه ذكرش گذشت زواياى خندقها محل سكونت فواحش و زنان تنفروش شده بود كه از آن جمله بود فاحشهاى بنام « زينت قدارهكش » كه غالبا مست كرده خندقهاى ميان دروازه شاه عبد العظيم و دروازه غار را قرق مينمود و « مونس گيسبلند » كه با چوبدستىاش ده جوان گردن كلفت را حريف مىگرديد و زنى باسم « زينب كور » كه عملى چنين مينمود . اين زن كه شليتهء « 40 » بلند سرخ مىپوشيد و چشمانى تنگ بىمژه داشت و نرخش دهشاهى بود و جز با مردان مسن سبيل كلفت نمىجوشيد روزهاى كسادى بالاى خاكريز خندق دروازه غار
--> ( 38 ) . از عقايد مردم بود كه آدم گنهكار هنگام مرگ رويش سياه مىشود كه اگر هم در دنيا نشود در آخرت سياهروى مىگردد ، چنان كه از دعاهاى گداها و معركهگيرها بود كه « روسياه از دنيا نروى » ؛ چنان كه « لال و بىايمان نميرى » نيز از ديگر دعاها بود و محتضر گنگ را نيز گناهكار مىدانستند . ( 39 ) . قبرستانى قديمى در سمت غرب ابتداى جادهء شهر رى مخصوص فقرا . ( 40 ) . دامن چيندار بقامتهاى مختلف از چهار انگشتى كه فقط روى كفلها را مىگرفت كه بر روى شلوار پوشيده مىشد تا بلند نزديك مچ پا .