جعفر شهرى باف

279

طهران قديم ( فارسى )

كتهاى بلند پشت‌چاك دو تكمه‌اى « 10 » يقه باريك و دميسيزونهاى « 11 » چسبان ، با شلوارهاى تنگ لوله تفنگى و پيراهنهاى يقه‌دار آهارى لردى « 12 » سفيد كه تسمهء كراوات از دور آنها نمايان مىگرديد ، با كلاههاى مقوايى ماهوت « 13 » كه فكلىها « 14 » و اعيان و رجال پوشيده بر سر مىگذاشتند در اين خيابان ديده مىشد و چادر سياههاى چرخى بىكمر و دامن « 15 » ( كلوش ) تازه درآمده كه بر سر بعضى زنان به جاى چادر كمرى « 16 » جا گرفته بود و بتدريج كوتاه و كوتاهتر گرديده اندك اندك تا زير زانو و بالاى زانو آمده ، همراه پيچه‌هاى « 17 » چهار انگشتى و كفشهاى

--> ( 10 ) . كتهايى با يقهء جمع و لبهء باريك به اندازهء سر انگشت ، با چاكى در پشت و تسمه‌اى از سر پارچه خود بالاى چاك و دو تكمه كه به دو طرف آن دوخته شده بود . ( 11 ) . لباسى نيمچه لباده با يقهء باز و جلو بسته همراه تكمه‌هاى زياد در جلو كه بعضى آنها را نيز يقه‌دار ( كه شكل 7 گرفته بود ) مىدوختند ، داراى پشتى ساده ، در قدى تا نزديك زانو . ( 12 ) . يقه‌هاى آهاردارى كه فقط جلو آنها برگردانده شده بود تا كراوات در دور آنها به نظر بيايد . ( 13 ) . كلاههايى از اسكلت مقوا و رويهء ماهوت ، در بالايى جمع‌تر از دهانه و طاقى كه پستى و برآمدگى نداشته باشد . درز اين كلاهها در پشت سر قرار مىگرفت و با آسترى اطلسى و زقره‌اى از مشمع يا چرم نازك دوخته مىشد . ( 14 ) . جوانان از فرنگ برگشته يا وطنى كه صورت فرنگىمآبى به خود مىگرفتند و مستفرنگ مىشدند ، همانند ژيگولوهاى امروزه با پز عالى و جيب خالى . در وصف حالى از ايشان ، در آن گاه كه دنبال خانمها مىافتادند : عاشقم پول ندارم - كوزه تو بده آب بيارم ! يا اين شعر : پز عالى جيب خالى بفدات جون و سرم * قد صنّار چى مىخواى نسيه برايت بخرم ( صنار - صد دينار ، يك دهم ريال ) . ( 15 ) . تا قبل از اين چادرهاى كمرى ، رسم بود كه علاوه بر خود چادر دامنى نيز از جلو وصل به خود داشت كه مانند پيراهن از بالا ميپوشيدند و كمربندى سر خود داشت كه آن را از پشت گره زده به كمر محكم مىكردند و اين از آن جهت بود كه در راه رفتن نقطه‌اى از بدن زن نمايان نباشد ، چادر چرخى جديد خلاف آن بود كه مانند چادر نماز گرد و چرخى و بدون دامن بريده مىشد و با وزيدن باد و حركت چادر ، قسمت پايين بدن زن مشهود مىگرديد . ( 16 ) . نوعى چادر كمرى از جنس ضخيم يا پارچهء عبايى كه زنان بسيار مؤمنهء مستوره برمىكردند و نوعى با پارچهء كروب دوشين و اطلس كه جوانترها مىپوشيدند و جلو دامن آن را مشبك و پليسه و مانند آن نموده پايين دامن آن را نوار منگوله‌هاى ظريف مىدوختند و از منافذ آن ، آنچه را كه در زير پرده نهان بوده هويدا مىساختند ! ( 17 ) . پيچه نقابى براى جلو صورت به اندازه‌هاى مختلف از بيست و بيست و پنج سانت ( يك چارك ، يعنى يك وجب و يك خم شست ) تا ده در پانزده سانت ، كه فقط اندكى از چشمها و كمى از بالاى بينى را مىپوشانيدند .