جعفر شهرى باف
247
طهران قديم ( فارسى )
بار و بنهء مسافرين كه مزيد بر آنها ميگرديد . بعد از شوفرى ، ماشيندارى بود كه در حد خود در رديف بهترين و پرسودترين كارها به حساب مىآمد كه هر مالك ماشين در سر سال صاحب چندين دستگاه سوارى و بارى گرديده بود ، از آنجا كه يك مسافر با سوارى تا قم پنج تومان و با لارى بايد بيست و پنج قران كرايه پرداخت بكند ، و به همين حساب براى هر مسافر كه از سى تا پنجاه تومان كرايه معلوم شده بود . « 29 » چاروادارى و ديگر وسايل حمل و نقل تا سالها بعد از ظهور اتومبيل هنوز مردم بسيارى با همان وسايل قديمى مانند اسب و الاغ و قاطر و شتر و كجاوه « 30 » و پالكى « 31 » و عمارى « 32 » و كالسكه « 33 » و درشكه و دليجان « 34 » حركت مىكردند و از جهت « يكى از ترس و ديگر سنتگرايى » تمايلى به استفاده از اسباب جديد نشان نمىدادند . ترس عدهاى از اتومبيل تا آن حد بود كه حتى از صدايش فرار نموده كنار و گوشه مخفى مىشدند و دستهء ديگر جرئت سوار شدنش نمىكردند و جماعتى كه
--> ( 29 ) . چنانچه بخواهيم ارزش سى تومان و پنجاه تومان در آن زمان را بسنجيم بايد بگوييم با بيست و سى تومان يك باب خانه حدود دويست ذرع با چند اتاق و با چهل و پنجاه تومان يك دست عمارت در سيصد چهارصد متر زمين خريد و فروش مىشد . ( 30 ) . دو صندوق چوبى مستطيل كه با هلالىهاى چوبى و پارچهاى كه رويش ميكشيدند بدنه آن را مسقف ساخته به طرفين شتر يا قاطر مىبستند و در هر جعبه يك نفر مسافر نشسته اسباب و لوازم مختصرى از قبيل لحافچه و تشكچهى زير پا و بالش پشت و اسباب دود و دم ، مانند قليان و ترياك و آفتابه با خود حمل مينمود . ( 31 ) . صندوقهايى شبيه كجاوه كه فاقد روپوش بودند . ( 32 ) . اطاقچهمانندى با در و پنجره و پردهء حفاظ ، در ظرفيت تا چهار نفر ، با وسايل خواب و خوراك و چاى و قليان و ترياك كه به روى دو تير بلند مقاوم سوار و وسيلهء دو قاطر كه وسط سر تيرهايى از جلو و عقبش بيرون آمده مىبستند ، حمل مىگرديد . ( 33 ) . مركبى اسبكش با اطاقى در و شيشهدار و ظرفيت چهار نفر كه روبروى هم نشسته رانندهء آن در بيرون اتاق جاى مىگرفت . ( 34 ) . وسيلهاى با ظرفيت هشت نفر كه دو تا چهار اسب آن را مىكشيد و سورچى ( راننده ) اش بيرون مىنشست .