جعفر شهرى باف
246
طهران قديم ( فارسى )
نشستن پهلوى دست آنان ترك خانه و خانمان كرده تسليم ايشان مىشدند و چه زنان كه به عشق يك سفر با اينان ، قيد آبرو و حيثيت و شوهر و فرزند زده فرار مىكردند تا آنجا كه مىتوان گفت هشتاد درصد از فواحش فاحشهخانهها در بعد از آن توسط رانندگان بوجود آمدند و فراوان پسرانى كه به عشق شاگردى آنان و سوار شدن روى ركاب مركبهاى ايشان متوارى و فاسد و سر به نيست مىگشتند . يكى ديگر از موجبات اهميت آنان درآمد سرشار و بريز و بپاش دستشان بود كه بىحساب خرج مىكردند ، از آنجا كه بىحساب هم بدست مىآوردند . از اين رو افتخار هر قهوهخانهدار بود كه يكى از آنها پا به درون قهوهخانهاش گذارد و آرزوى هر رستوراندار كه شوفرى به رستورانش بيايد و همچنين فخريه و سرافرازى هر قمارخانهدار و فاحشهخانهدار كه شوفر جزو واردينش باشد و مايهء مباهات هر دختردار كه شوفر به خواستگارى دخترش برود . اما ديرى نپاييد كه در زمرهء كثيفترين و رذلترين آحاد شناخته شدند كه هر زن و دختر وسيلهء ايشان به شهر نو آمده فروخته مىشد و هر پسر توسط اينان بدست اين و آن مىافتاد و هر مال و محمولهء تجارتى و شخصى كه در طول راه مفقود گرديده به گردن دزد و راهزن و مثل آن مىافتاد سر از آنان درمىآورد ، تا آنجا كه مايهء روسپيدى چارواداران و گاريچيان پيش از آن گرديدند ! اجرت و عوايد شوفر و نرخ كرايه برعكس ارزانى اتومبيل ، اجرت راننده تا حد اعجاب بالا بود كه هر شوفر سوارى در ماه تا سى تومان معادل مواجب يكنفر سرتيپ حقوق مىگرفت و شوفر بارى تا چهل و پنج تومان كه برابر حقوق بالاترين مقام كشورى و لشكرى ميآمد ، در اين حساب كه يك رانندهء سوارى در سه چهار رفتن و برگشتن به خراسان مىتوانست صاحب يك سوارى نقدى ، و يك شوفر بارى به همين تعداد رفت و برگشت مالك يك لارى يا كاميون بشود كه علاوه بر اين اجرت كلان خرج و خوراك توراهيش را هم از مالك اتومبيل دريافت مينمود ، اضافه بر عوايد بين راه كه بنفع خودش برداشت مينمود ، اضافه بر دستدرازى به اموال و اثقال و