جعفر شهرى باف

21

طهران قديم ( فارسى )

مسافرى و يا با ايراداتى كه از بار و ديگر اوضاع آنها ميگرفتند از اين دو وصول مىكردند . پالكى و كجاوه « 24 » و تخت روان يا هودج « 25 » نيز از جمله وسايلى بودند كه هنوز وجود داشته اما كم‌كم رو به زوال ميگذاردند و از پالكى آن يك قران و از كجاوه سى شاهى ( يك قران و نيم ) و از تخت روان از دو تا چهار پنج قران وصول ميگرديد . اگر چه بطوريكه ذكرش گذشت دروازه‌بانى و نواقلى از مشاغلى بود كه كمتر كارى عوايدش بپاى آن مىرسيد ، ليكن مداخل كلى و بره‌كشان آنها در مواقعى بود كه وضعى فوق العاده مانند جنگ و سان و رژه و مانور و شاه‌سوارى و مثل آن پيش آمده دولت مال بگيرى « 26 » داشته بخواهد مهمات و قورخانه‌اى حمل و نقل بكند . در اين مورد توضيحى لازم ميآيد و اين آنكه چون دولت جهت صرفه‌جويى و خوددارى از مخارج اضافى يا فقر مالى براى چنين مواقعى . وسائلى در اختيار نداشت آن را از مركب و مركوب مردم تأمين مينمود ، به اين صورت كه حكمى براى مصادره و توقيف چهارپايان و گردونه‌ها صادر نموده در اختيار مأموران مىنهاد و اين همان زمان بود كه مأموران به مال و حشم و دواب صغير و كبير رحم نكرده ، با آنكه جز دستور اخذ اسب و الاغ و شتر و قاطر و وسايل چرخ‌دار نميرسيد ، اما از گوسفند و بز و مرغ و خروس و خشك و تر مردم نيز نگذشته هر چه بچشمشان مىرسيد غارت مىكردند . اگر چه اين مأموريت منحصر به دروازه‌بانان و مأموران نواقلى نميگرديد و اين موارد فرصتى بود كه هر فراش و آژان و سرباز و قزاق و سردمدار در هر نقطه

--> ( 24 ) . دو وسيلهء نقليه از دو صندوق بدون در كه روباز آن را پالكى و روپوشيده‌ى آن را كجاوه ميگفتند و بر دو طرف قاطر يا شتر بسته شده يك نفر در هر صندوقشان قرار مىگرفت . ( 25 ) . اطاقكى مسقف در دو ذرع و نيم طول و يك در يك ذرع و نيم عرض كه با دو شتر يا دو قاطر كه به جلو و عقبش بميان تيرهاى بلندى كه به صورت شاسى اتومبيل از زيرش بيرون آمده بود كشيده شده در آن ميتوانست تا چهار نفر با لوازم حاجت خواب و خوراك و چاى و قليان زيست بكند . شبيه پالگى با اين تفاوت كه بالاى آنها با كمانه‌ها و پارچه‌اى مسقف مىگرديد . ( 26 ) . مصادره دواب و احشام و وسايل حمل و نقل كه توسط دولتها به عمل مىآمد .