جعفر شهرى باف
243
طهران قديم ( فارسى )
بزنند به پيستون رسانده آن را تا نيمهء سيلندر و زيادتر همراهى مينمود . چون دينام و باطرى نداشت لذا چراغى هم كه وسيله برق روشن شود نميتوانست داشته باشد و چراغهايش توسط گاز آستيلن ( كاربيت ) و وسيلهء كبريت روشن ميگرديد و در اين صورت بوق برقى را نيز فاقد بود ، كه دستگاه خبركنندهء آن بوق بادى مانند بوق درشكه يا چيزى شبيه چرخگوشت دستى بيرون اطاق جاى آئينهى بغل كار گذاشته شده بود كه بوسيلهء دستهاى كه صفحهى دندهدارى را روى تكمه يا زبانهاى ميسائيد كار كرده ، صداى قارقارك يا توله سگ يا كره شتر مينمود . گيربكس نداشت و اتصال موتور به چرخها توسط صفحهاى كلاج مانند انجام ميگرفت و كم و زياد سرعت آن منوط به گاز كه كم يا زياد داده بشود ، و پدال پائى براى گاز دادن نداشت و اسباب آن ميلهاى شبيه دسته راهنما در زير فرمان ، بر روى نيم دايرهاى دندهدار بود كه گاز در آنها طبق دلخواه راننده تثبيت ميگرديد ، و ترمزشان ( مدبر ) ى منوط به قدرت پاى راننده كه تا چه حد قدرت فشار داشته باشد ، با معايبى از جمله پاره شدن سيم آن و كج و از كار افتادن و بىاثر شدن اهرمها در اثر فشار زياد و غير قابل تنظيم بودن كه با سفت كردن سرعت اتومبيل گرفته شده با فاصله گذاشتن ترمز ضعيف شده پدال به تخته ميرسيد . چون برق و باطرى نداشت لذا سلف و استارت نيز نمىتوانست داشته باشد و موتور آنها بوسيلهء ( هندل ) « 27 » روشن ميشد كه غالبا در اثر عدم تنظيم موتور ، هندل پس زده به سر و روى و مچ دست گرداننده خورده فجايع هولناكى مانند شكسته شدن سر و دست و چانه و دندان ببار مىآورد . ( دسته موتور ) « 28 » نداشت و موتور مستقيما به روى شاسى قرار گرفته محكم شده بود و لذا در روشن شدن و هنگام ايستاده تمام اتاقها و هر چه از بار و مسافر و در آن بود بالا و پايين مىپريد و چون حفاظ و بخارى براى جلوگيرى از سرما و براى گرما و خنككننده نداشت
--> ( 27 ) . دستهاى دو خم براى روشن كردن اتومبيل كه از زير پنجرهء جلو موتور به موتور وصل شده با چرخاندن ميللنگ را ميگردانيد . ( 28 ) . لاستيكهايى كه واسطه ميان موتور و شاسى شده از حركت و لرزش آن جلوگيرى مىكند .