جعفر شهرى باف

244

طهران قديم ( فارسى )

فقط در هواهاى معتدل مىتوانست مورد استفاده قرار گيرد كه در سرما جان در آن به لب مىرسيد و در گرما هرم و حرارت بيتاب مينمود . چنانچه گفته شد حد اكثر سرعتشان در سوارىها تا چهل كيلو متر و در بارىها تا بيست كيلو متر در ساعت بود كه در سربالايىها در اثر نداشتن جعبه‌دنده آن نيز به صفر مىرسيد و چون ترمز مطمئن نداشت و همچنين فاقد گيربكس بود كه با دندهء سنگين از سرعت آن جلوگيرى بكند اندك بىاحتياطى و سبك نكردن اتومبيل از بار و مسافر آنها را به ته دره‌ها و ديار عدم ميفرستاد و چه زياد قتلگاه‌هايى كه در انتهاى گردنه‌ها ايجاد مينمود ! اما با همه اين احوال در زمره‌ى عجايب هفتگانه‌اى بودند كه هر بيننده را به تعجب و حيرت وامىداشتند ، خاصه پيرمردان و پيرزنان كه آن را از اسباب احكام محكمهء الهى دربارهء وضعيت آخر الزمان مىدانستند و مىگفتند همان مركب‌هايى كه خبرشان رسيده كه نه خر هستند و نه اسب و بدون كاه و جو و يونجه و عليق راه ميروند و با ظهورشان زمان به آخر رسيده حضرت حجت ظهور مىكند همين‌ها ميباشند ، مخصوصا دليل نزديك شدن شهرها به هم را كه مىگفتند در كتابهاى بحار مجلسى و دار السلام و حلية المتقين آمده و چگونگييش را نميدانستند سرعت اين وسيله برايشان ظاهر مينمود و هر عمل آن از به چپ و راست رفتن و بوق و صدا كه شگفت‌آفرينىهاى زيادترى را موجب ميگرديد ! قرب و منزلت شوفر ! و نيز اين چنين بود احوال رانندگان اين مركب‌ها كه مردم آنها را ساحر و جادوسازان و معجزه‌گرانى مىدانستند كه بالاتر از جادوگران تا آن روزگار كار ميكنند كه مىتوانند با يك اشاره هيولايى را بسرعت باد به حركت درآورند و با چندين آدم و خروارها بار از كوه و كمر و پستى و بلندى گذرانده از ته دره به كوه و از سر كوه به ته دره بياورند ! و در نظر اهل علم و روشنفكرترها مردمان فوق العاده‌اى كه آن كار را از راه علم ميكنند و از هر دو جنبه قابل اهميت‌هايى كه لازمهء بالاترين تكريم و تعظيم‌ها آمده ، خاصه زنان و دختران جوان را كه شيفته و مجذوب آنان مينمود و چه دوشيزگان پرده‌نشين كه جهت يك بار سوارى و