جعفر شهرى باف

239

طهران قديم ( فارسى )

اولين اتومبيل‌ها پس از كالسكه آتشىهاى ابتدائى كه حرفشان گذشت ، اولين اتومبيل وارد به ايران سوارىهاى فورد كروكى كلاچى « 22 » لاستيك توپر « 23 » بودند كه سرعتشان ساعتى چهل كيلومتر بود ، و چون گيربكس و جعبه دنده‌اى براى كم و زياد كردن زور موتور نداشتند مانند همان گاريهاى سلف كه جانشينشان شده بودند ، در سربالايىها وامانده كه بايد با هل دادن جلووشان ببرند و چون ترمزشان كه اهرمى بنام ( ترمز شيش ) « 24 » بود و هنوز ترمز روغنى و كمپرسى و امثال آن ابداع نشده بود در سرازيرىها نيز تا فرار نكرده بتوانند جلوگيرى آن كنند باز بايد مسافران پياده شده سبكش بكنند . بارىها نيز جز چند كاميون اسقاط و لاستيك توپرى ، كه از ممالك همجوار مانند شام و عراق با محموله وارد شده ، چون نرخ كرايه در اينجا بالا بود مانده كار مىكردند ؛ تا كم كم كه گاريخانه‌دارها و كالسكه‌دارها متوجه ارزششان شده كمپانىها نيز وارد كرده متداول گرديدند و غالبا از نوع كاميونهايى بود كه ( زنجيرى ) شان مىگفتند . غرض از زنجيرى يعنى فاقد ديفرنسيال كه چرخهاى عقبشان به وسيلهء زنجير و خودرويى كه به دوچرخه تعبيه شده بود ، شبيه بعضى موتور سه‌چرخه‌هاى زنجيرى امروز كار مىكردند . كاميونهايى سفت و سقط ناهموار با چرخهاى توپر ( غير بادى ) كه هنگام حركت همه ساختمانها و اماكن اطراف خود را لرزانده موجب فرو ريختن هر گونه اسباب آلات سر بخارىها ، طاقچه‌ها و درهم شكسته

--> ( 22 ) . اتومبيل‌هاى بدون دنده مثل اتومبيلى كه گيربكسش قاطى كرده در يك دنده بماند كه ناچار بايد با كم و زياد كردن كلاج حركت بكند . ( 23 ) . لاستيك بادى اختراع نشده بود و لاستيك ( رزين ) اتومبيلها توپر و كلفت كه به چرخ ( رينگ ) چسبيده روى خودشان ريخته شده بود و در تعويض بايد با خود چرخ عوض بشوند . ( 24 ) . ترمزى اهرمى به آن گونه كه در موتور سيكلت و دوچرخه ديده مىشود .