جعفر شهرى باف
240
طهران قديم ( فارسى )
شدن شيشه پنجرهها ميشدند . بين سوارىها و كاميونها نيز اتومبيلهايى شبيه وانت وارد شدند كه ( لارى ) شان مىگفتند ، اتومبيلهاى دورسيمىيى كه به كار حمل مسافر مىآمدند ، در اين حالت كه كفشان تا پنج شش خروار « 25 » بار زده روى بارها را دو زانو ، شاگرد مكتبىوار ، مسافر مىنشاندند . نشاندنى كه مانند محموله به همشان فشرده تا بيست و دو سه نفر را جا داده و پنج شش نفر را لب اطاق ، رو بجاده و پا آويخته كه جلو شكمشان طناب ميكشيدند جا ميدادند ، در اين اسامى كه مسافران داخل را ( طالارى ) و بيرونىها را ( طنافى ) مىگفتند . مسافرينى كه در پياده شدن ، زن شوهر را نشناخته ، از فرط گرد و غبار برادر براى برادر ، ناشناس گرديده ، در جادههاى سنگلاخ خاكى بدون آسفالت و روى فنرهاى بدون ( كمك فنر ) كه از تكانها و بالا پايين جستنهاى اتومبيل و ضربات و لطمات سر و بر و پشت و پا و كمر گوئى از زير آوار بيرون آمدهاند ، چنانچه تا هفتهها بايد دارو و درمان و استراحت كوفت و روفت بكنند . تا كم كم سوارىهاى گيربكسدار و بارىهاى جديد ديفرنسيالدار به اسامى ( هودسن ) و ( پونتياك ) و ( رنو ) و ( ريو ) و ( گراهام ) و ( جمس ) و غيره با ظرفيتهاى مختلف در سوارىهاى پنج نفره و هفت نفره و نه و دوازده نفره و بارىهاى يك تن و ربع و دو تن و نيم و سه تن وارد شده به كار افتادند ، تا مرغوبترين آنها بنام ( گرامپيچ ) كه گويا در مخفف گراهامپيچ بر سر زبانها افتاده با مزاياى بسيار ، مانند چرخهاى بادى و پمپ باد جهت باد كردن لاستيكها در پنچرگيرىها و ترمزهاى روغنى كه بىاندازه مورد توجه قرار گرفت . قيمت اتومبيلها قيمت هر اتومبيل سوارى با اندكى اختلاف ، در جهت نوع ، بين سيصد تا سيصد و پنجاه تومان « 26 » ، با پنجاه تومان پيش قسط و ماهى بيست و پنج تومان قسط ماهانه
--> ( 25 ) . هر خروار مساوى 300 كيلو . ( 26 ) . هر تومان برابر ده ريال .