جعفر شهرى باف

238

طهران قديم ( فارسى )

آهنگرىها و گارى كالسكه‌سازىهاى آن تبديل به تعميرگاه اتومبيل شدند ، و از جهت پيدا شدن همين مركزيت هم بود كه ، كمپانىهاى اتومبيل در آن بوجود آمدند و اولين كمپانىاى كه تأسيس شد ، و البته تا آن روز چنين اسمى به گوش كسى نخورده بود « 21 » ، كمپانى فورد بود كه دو دهانه دكان بالاتر از كوچهء ناظم الاطباء گرفته در يكى از آنها يك دستگاه سوارى كروكى گذاشته و يكى را دفتر كار و فروشگاه خود ساخته بود و بعد از آن كمپانى شورولت كه به همين صورت دو دكان بالاتر اختيار نمود تا كم كم كه بيوك و دوج هم به آنها اضافه شده كمپانىها متعدد گرديدند . شايد اتومبيل‌هايى كه از آنها صحبت مىشود مدلهاى هزار و نهصد و بيست يا بيست و يك و حدود آن بودند و از آنجا كه كودك هشت نه ساله‌اى بودم تنها عشقم تماشاى اتومبيلهاى نو و مناظر دلپذير يكى دو دكان اتومبيل‌فروشى بود كه در هر فرصت خود را به پشت شيشه‌هاى آنها رسانيده مدتها به تماشا بپردازم و اين كار را پيوسته ادامه داده تمام سال را روزشمارى كرده منتظر آمدن مدلهاى تازه‌تر بمانم . گارىخانه‌هاى اين خيابان چنانچه ذكرش گذشت يكى پس از ديگرى تبديل به گاراژ شده بنامهايى مانند گاراژ حسينى ، گاراژ فرد شيشه و گاراژ فولادى نامگذارى مىشدند كه از گاراژ حسينى اتومبيلهاى سوارى و از گاراژ فرد شيشه كاميونهاى بارى و از گاراژ فولادى كه بر شيشهء جلو و پهلوهاى ماشينهايش نوشته شده بود ( پست فولادى ) بارىهاى تجارتى و محموله‌هاى پستى خارج مىشدند كه با هر كدام از آنها هم دو نفر امنيه ( ژاندارم ) مسلح براى حفاظت حركت مىنمود .

--> ( 21 ) . اگر چه كلمهء كمپانى قبل از اين هم به كار مىرفت كه شهرت حاج محمد حسن امين الضرب بود ، ولى شهرت و تداول آن مربوط به وقتى است كه اتومبيل وارد ايران شد و فروشندگانش بنام كمپانى شهرت يافتند .