جعفر شهرى باف
233
طهران قديم ( فارسى )
كارخانهء مذكور در حد خود از كارخانههاى معتبر و اساسى زمان بود و موتور آن كه وسيلهء نفت كار مىكرد و لنگرى و فلكهاى بقطر حدود سه متر داشت كه با حركت متين خود هر بينندهاى را بحيرت مىكشيد . اينكه براى نگارنده امكان تشريح آن مىرود از آنروست كه در تهران هيچ مكانى از كارخانه و زورخانه و ميخانه تا خانقاه و مسجد و كليسا و بتخانه و خانهى شاه و وزير ، در و دربندان نداشت و هر كس مىتوانست در آنها تردد داشته باشد و به كندو كاو يا تماشا بپردازد ، تا آنجا كه در حياطها و باغچههاى اندرون شاهى اطفال محل ببازى مىپرداختند و بحياطها و اتاقهاى خانمهاى حرم سر مىكشيدند و چه بسيار كه خود اين نگارنده با بچهها در صحن و حوض صد فوارهى حياط شمس العماره شنا و بازى و آب تنى مىكرديم و احمد شاه از عمارت جنوبى نظاره كرده بشاشت مينمود و اين كارخانه نيز يكى از آن اماكن بود كه فضولهاى مثل مرا وادار به كنجكاوى مينمود . اين كارخانه كه دينامش برق صد و ده ولت توليد مىكرد موتور تك سيلندرى داشت كه براى خنك كردنش آب به اطراف عروقش گردش داشت و مولد برقى بقطر دو متر كه وسيلهء تسمهء چرمى پهنى كه از فلكهء كم قطر موتور به آن كشيده شده بود گردش مينمود و تخته كليدى به جرز مقابل در ورودى كه كليد مدور مدرّجى برويش نصب شده بود و تخته آمپرى به روى جرز ديگر كه ميزان فشار و ولتاژ برق را معلوم مىنمود . فايدهء كليد گردان آن ، اين بود كه چراغها را با ملايمت و مانند چراغ لامپا كه اول فتيلهء آن را پايين كشيده كم كم بالا مىآوردند روشن مينمود و گويا اين كار از آنجهت بود كه با دفعتا روشن كردن ، فشار به موتور نيامده دورش گرفته نشود و ديگر آنكه اگر دست كسى به سيم و سرپيچ و وسيلهء برقى ديگرى باشد متوجه شود و دستكارى را تعطيل بكند . چنانچه در ابتدا علاوه بر روشن كردن ملايم كه از فرط بىرونقى حتى زردى سيم داخل لامپها به چشم نمىآمد ، دو نوبت آن را روشن و خاموش كرده بعد از هر نوبت نيم دقيقه فاصله داده دفعه سوم جريان مىدادند . ديگر آنكه چون ترانسفور موتور و دستگاه تقويتى نداشت تا نور برق را بطور يكسان تنظيم و توزيع بكند برق كارخانه و اطراف آن تا آن حد قوى و