جعفر شهرى باف

230

طهران قديم ( فارسى )

آن مىآمد . دنبال همه چراغهاى نور سفيد زنبورى سقفى كه حباب آن با يك شعله‌ى تورى از سقف يا بلندى آويخته شده لولهء باريكى از آن به منبع نفتى كه كنارى قرار مىگرفت و تلمبه‌اى در داخل و بعضى در خارج داشت آمده بود كه با باد تلمبه نفت به چراغ رسيده با گرم كردن سرپيچ و لوله‌ى تورى بندشان وسيله نفت يا الكل كه بايد مقدمتا انجام شود روشن ميگرديد و زنبورى هلندىاش مىگفتند و ديگر زنبورىهاى روسى ركاب‌دار تورى دراز « 16 » و زنبورىهاى فانوسى دستى و آويزى لوله طبق‌دار شرابه‌دار سوئدى كه بعد از هلندىها به بازار آمدند تا چراغ برق كه هنوز بالاى آن چيزى نيامده همچنان يكه تاز ميدان مىباشد . عقيده دربارهء چراغ دربارهء نور و روشنايى عقايد بسيارى ابراز مىشد ، از جمله آنكه نور را از مواهب الهى و مايهء خير و بركت و نعمت و آسايش و سعادت مىدانستند ، برعكس ظلمت كه آن را مظهر شيطان و از علايم قهر و غضب و تنگى و سختى مىپنداشتند ، به اين دليل كه نزول بركات جمله با نور همراه بوده جميع دركات از تاريكىها مىباشند . از نور است كه خوب و بد شناخته شده ، فعاليت‌ها آغاز گرديده ، نبات و حيوان و انسان رشد يافته ، اثمار و اشجار به ثمر رسيده كارهاى خير بروز مىكند و برعكس آن تاريكى و ظلمت كه پليدىها در آن بظهور رسيده ، فسق و فساد و فجور در آن واقع گشته ، امراض در آن شدت يافته ، دزدان و خيانت‌پيشگان و بدكاران در آن دست به فعاليت زده ، جانوران موذيه در آن به ايذاى خلايق برآمده ، زشتيها و ناجوانمردىها در آن بوقوع پيوسته ، هر كار خبيث در آن واقع مىشود . پس نه تنها در مصرف نور امساك جايز نمىداشتند بلكه اسراف آن را نيز مجاز دانسته « 17 » نور چراغ را وسيلهء طرد مفسده‌ها و رافع بستگىها و سبب رونق كار و وسعت

--> ( 16 ) . نوعى زنبورى شكم‌دار بىحباب با تورى دراز شبيه خيار كه بر ركابى آويزان مىشد و تا هزار شمع و زيادتر نور مىفشاند . ( 17 ) . از جمله حرام‌هايى كه حلال و مباح مىباشد اسراف در نور و روشنايى است كه آن را شرع جايز دانسته است و ديگر اسراف در سفر حج كه اصولا حاجى بايد مسرف و ولخرج باشد .