جعفر شهرى باف
226
طهران قديم ( فارسى )
بيكى از آنها واگذار شد صورت عمل يافته معابر را مختصر روشنايى بخشيدند . اگر در ابتدا اين فانوسها نورى داشتند و كم و بيش راه را از چاه مميز مىساختند اما اندك اندك در اثر پيدا شدن راه دزدى در نفت آنها كه چراغچىها فتيلههايشان را بالاى كلاهك آوردند و حقهبازىهاى ديگر مانند سرپيچ پنج بجاى سرپيچ هفت « 8 » قرار دادن و پايين نگاهداشتن فتيلهها به صورتى درآمدند كه فقط نور سر فتيلهء خود معلوم مىكردند و خاصيتى ديگر از آنان مترتب نميگرديد . اين چراغها كنترات مردى بنام حسين خان چراغچى بود كه سر دستهء حساب شده ديگر چراغچيان را او استخدام مينمود و اگر چه در ابتدا آنها را با روزى چهار قران مزد اجير كرده بود ، اما اواخر نه تنها چيزى به آنها پرداخت نمينمود بلكه مبلغى هم روزانه دستى مىگرفت ، معهذا هنوز دزدى نفت و فتيله و فروش لولههاى آنها و تعويض لولههاى سالمشان با لولههاى لب پريده آنقدر بود كه چراغچىها علاوه بر پر كردن جاى اجرت خود چيزى هم سرك داشته باشند ، تا آنكه اولين كارخانه برق دولتى در ميدان ژاله برقرار شد و تيرهاى سيمانى آن برپا گرديد و نور برق جاى روشنايى لامپها را گرفته فانوسها جمعآورى گرديدند .
--> ( 8 ) . سرپيچهاى چراغهاى نفتسوز از سه شعله شمع شروع تا به نمرهى سى كه سرپيچ لنتر بود ميرسيد . به اين حساب سر پيچ نمره 3 . نمره پنج . كه اين دو نمره فتيلههايشان طنابمانند و گرد و بكلفتى مداد تقويم و مداد معمولى بود و پس از آن نمره هفت و ده كه فتيلههايشان پهن نوارى بود ، و بعد از آن سرپيچ نمره 15 كه گردسوز و فتيلههايشان گرد كه شعلهى گرد پخش مينمود و نمره بيست نيز در دو نوع گردسوز و پهنسوز كه پهنسوزهايشان همان سرپيچ نمرهء ده بود كه دو جاى فتيلهى ده در آنها بكنار هم تعبيه شده بود و بعضى از آنها خفهكن داشته كنار سرپيچ ، دستهاى متحرك در نظر گرفته شده بود كه با پايين دادن از داخل سرپيچ به دو طرف فتيلهها چسبيده خاموش مينمود كه براى جلوگيرى از بوى بد بعد از خاموش شدن در نظر گرفته شده بود و گردسوزش فقط با تفاوت پنج شمع روشنايى زيادتر از نمرهء پانزده و نمرهء سىاش سرپيچ لنتر كه گردسوز و در سى شمع شعله كه چراغش به كار دكاكين پر رونق مثل آجيلفروشى و امثال آن و طالارخانههاى بزرگ ميآمد .