جعفر شهرى باف
225
طهران قديم ( فارسى )
شوخى شوخى كار بجدى رسيده كارخانه را تصاحب مىكند . اكنون اين داستان تا چه حد افسانه يا حقيقت داشته باشد بعهدهء گويندگان كه از معمران و معتبران بودند مىباشد ، اما آنچه فهما و روشنفكران اظهار مىداشتند اين كه معاملهء كارخانه با آن صورت بهانهاى بوده تا روسها راه باز كرده جاى پاى بيشترى در ايران داشته باشند و قدر مسلم آنكه اولين « 4 » كارخانهء برق كه چشم تهرانيها را بنور جمال خود منور گردانيد توسط حاج حسين آقا امين الضرب اصفهانى تاجر معروف به ايران وارد شده به كار پرداخت كه تا سالهاى بعد از 1320 هنوز خدمت مينمود ، كارخانهء مادر . مادرى باوجود كه فرزندانى خلف ، مانند كارخانه برق ژاله و آلستوم و ديگر كارخانههاى دولتى و خصوصى و شبكه سراسرى را جانشين گردانيد . روشنايى شهر تا قبل از كودتاى 1299 و زمان صدارت سيد ضياء الدين طباطبايى اگر شبها در كوچه و خيابان روشنايى و نورى به چشم مىآمد همان چند لامپ « خايهقوچى » « 5 » تيرهاى اطراف اندرون بود كه كورسو مىزد و بقيهء شهر در ظلمت مطلق فرو رفته بود ، اگر چه آن چند لامپ هم كه از سيمهاى خود آويخته بود و تلو تلو مىخورد يكى از ده آنها سلامت نبود و توسط سنگ و تيركمان بچهها هدف قرار گرفته نابود شده بود . از جمله اقدامات سيد ضياء الدين يكى تأمين روشنايى بقيهء شهر بود و آن نيز به اين صورت انجام گرفت كه توسط بلديه تعدادى فانوس ديوارى حلبى برنگ سبز با لامپاهاى نمرهء هفت « 6 » كه سه طرف آن شيشه و واريختگى و كلاهك بادگيرى در بالاى آن تعبيه شده توسط پايهء آهنى به ديوار قرار مىگرفت خريدارى و در هر پنجاه قدم يكى از آنها به ديوار كوبيده شده ، با جيرهء هر فانوس پنج سير « 7 » نفت و استخدام عدهاى چراغچى كه هر صد و پنجاه چراغ
--> ( 4 ) . دومين كارخانه برق توسط همين بازرگان در مكانى واقع در خيابان رى نزديك ميدان شاه نصب شد . ( 5 ) . لامپهايى شبيه خيار كه سيمهاى داخلش هفت و هشت « زيگزاگ » مانند تعبيه شده بود . ( 6 ) . چراغ نفتسوز با فتيلهاى به پهناى بند انگشت در هفت شمع روشنايى . ( 7 ) . هر سير معادل 75 گرم و در جمع 375 ، كه نفت هم به وزن سير و چارك و من خريد و فروش مىگرديد و ليتر و اندازهء مايعات در آن شناخته نشده بود ، كه پيمانههاى خردهفروشىاش را هم كه از يك سير به بالا تا يك چارك ( 750 گرم ) بود از روى همان مقياس ميساختند .