جعفر شهرى باف

224

طهران قديم ( فارسى )

داخلشان رفته بود روشن نموده و با بسته شدن شيرها خاموش مىشدند . اين ابداع قبل از اختراع چراغ برق بود كه با اولين سفر ناصر الدين شاه به فرنگ به ايران آمد و براى روشنايى اندرون در نظر گرفته شد ، زيرا دو خيابان ارك « 3 » و ناصريه هم شامل اندرون مىشد و آنها نيز از آن بهره‌ور ميشدند . فانوسهاى آن مانند چراغهاى جلو اتومبيل بود با طبق نور افكنى در داخل كه نور را القا و پخش مينمود و لولهء باريكى مسى كه از لولهء اصلى زمين بالا آمده به آن مىرسيد ، با شعله‌اى قوى و نورى سفيد ، اما طولى نمىكشد كه لوله‌هاى فانوسهاى خيابان توسط اهالى قطع و خراب و روشنايى آن منحصر به اندرون و حياطهاى آن ميگردد ، تا در سفر مظفر الدين شاه به روسيه كه اولين كارخانه چراغ برق يعنى ( كارخانه امين الضرب ) خريدارى شده حمل مىشود و برق جانشين گاز شده ، نام خيابان نيز از چراغ گاز تبديل به چراغ برق مىشود . اگر ارزان باشد خريداريم ! داستان خريد كارخانه برق حاج امين الضرب به اين صورت بر سر زبانها بود كه حاج امين الضرب كه اصفهانى زيرك و تاجر سرمايه‌دارى بوده جزء ملتزمين ركاب با مظفر الدين شاه به روسيه ميرود و روزى كه در خيابان قدم مىزده چشمش به كارخانهء مزبور مىافتد كه مشغول كار مىباشد و او كه تا آنزمان چنان چيزى نديده بود محو تماشا مىشود . چون مدت اقامتش در جلو كارخانه به طول مىانجامد دربان براى رد كردنش جلو آمده ميگويد مگر خيال خريدنش را دارى كه اينطور نگاه ميكنى ؟ ! و حاج امين الضرب جواب مىدهد بله ، به شرطى كه ارزان بدهند و درست حساب بكنند ! كه در همين ميان هم صاحب كارخانه رسيده از جريان مستحضر مىشود و چون وضع جلنبرى او را در آن قباى دراز و مستعمل و عمامه شيرشكرى ژوليده و وضع نابسامان « كه عادت هميشگيش بود » ملاحظه مىكند تا او را دست انداخته باشد بگويد قيمتش پانصد تومان مىباشد و حاج امين الضرب هم بخواهد تا قولنامه‌اش كند و پولش را هم حوالهء يكى از تجار معتبر آنجا نموده

--> ( 3 ) . نام ديگر خيابان باب همايون .