جعفر شهرى باف

208

طهران قديم ( فارسى )

دستاش كوچيكه نميتونه ببريزه ، پاهاش كوچيكه نمتونه گريزه . سه راه يا چهارراه بزازها - عبد الله آشى ؟ اين محل كه تلاقى بازار عطرفروشها و بازار مرغىها و بازار بزازها بود به يك روايت سه راهى به حساب مىآمد كه انشعاب سه بازار فوق را تشكيل مىداد و از طرفى چهار راه ، كه راهى هم از طرف شمال به خيابان جباخانه كه پشت بازار عطرفروشها و مرغىها واقع شده بود داشت ، كه ضمنا به كوچهء تكيه دولت مىپيوست . از كسبهء تماشائى اين سه راهى يكى « عبد اللّه آشى » بود كه خودش از كسبهء جالب و دكانش از پرفروش‌ترين دكانهاى آشى به حساب مىآمد . مردى متوسط القامت در سنين ميان چهل و پنج و پنجاه با سر تراشيده و ته ريش ماشين‌زده و شال و قبا به نام مشهدى عبد اللّه كه در اين مكان دو دكان داخل هم داشت كه در آنها آش شله‌قلمكار « 3 » مىفروخت . اين مشهدى عبد اللّه كه به « عبد اللّه آشى » معروف بود از كسبه‌اى بود كه كمتر كسى او را نشناسد يا اسمش را نشنيده باشد كه كارش با شكم ارتباط پيدا مىكرد و محلش جايى بود كه كمتر امكان داشت در روز و هفته و ماه كسى از آن نقطه تردد نداشته باشد . قاعدهء كارش اول آن بود كه در سال فقط شش ماه آن يعنى پاييز و زمستان را به كسب و كار مىپرداخت و بهار و تابستان را تعطيل مينمود و دوم آنكه پر مصالح‌ترين آش شله‌قلمكار را در اختيار مردم مىگذاشت . و سوم آنكه در روز افتتاحش كه روز اول پاييز بود و خود تقويمى براى مردم بشمار مىآمد ! آشش را مجانى مىداد . بايد روشن شود كه آش بىپولش جنبهء نذر و مبرّات نداشت بلكه از جهت تبليغ توزيع مىكرد و همين تبليغ ساده بود كه ارزشمندترين اثر اعلانى و آگاهى را مىبخشيد و از فرداى آن هم بود كه تا آخر سال لحظه‌اى دكانش از مشترى خالى نميگرديد . دكان عبد اللّه آشى شامل دو دهانهء سقف ضربى 3 * 5 بود كه درشان بدون هيچ حايل و شيشه به طرف بازار باز مىشد و دو پنجره از طرف

--> ( 3 ) . اين آش از جميع حبوبات و برنج و سبزى به اضافهء گوشت چربىدار فراوان پخته ميشد كه گوشتش را نيم‌كوب كرده و كف ماليده داخل نموده جا مىانداختند و رويش پيازداغ و فلفل ميپاشيدند .