جعفر شهرى باف
198
طهران قديم ( فارسى )
نشريات چون نشريات مرتبط بدانش و سواد و فرهنگ مىباشد اين مبحث را نيز پيوسته به آن مىكنيم . دو نوع روزنامه يا به اسمى نشريه وجود داشت ، قسمى دولتى و دستورى ، قسمى ملى و آزاد . دولتىها تابع دستورات و فرمانهاى حكومتهاى وقت و طرفدار و سرسپردهء دولتها بودند بىاندك توجهى به خوب و بد و چگونگى اعمال و رفتار آن دولتها ، در تنها دلخوشى سودى كه از آن راه نصيبشان شده روزنامه يا روزىنامهشان انتشار يافته ، حربهاى براى مقابله با دشمنان و جيبكنى از دولتمندان داشته باشند . دوم نشريات ملى يعنى انديشه و زبان و گفته و خواستهء ملت كه بجز معدودى بقيهء آنها نيز تالى روزنامههاى قسم اول بودند با نداشتن مهر نوكرى و تفاوت آنكه آنها آشكارا پول گرفته ايشان در نهان دريافت ميداشتند و آنها « به حاكم عشق مىورزيدند نه به حكومت » « 1 » و بهر كس كه زيادتر امتياز داده سود مىرساند ، و بطور روشن و وضوح روزنامه و نشريهء ملى ؛ روزنامه و نشريهاى بود كه يا در نطفه و تكوين خاموش و خفه شده پا بعرصهء وجود
--> ( 1 ) . پيشخدمت اتاق حاكمى عشق و علاقهء بىحد به حاكم نشان مىداد تا آنجا كه رفتارش بر سر زبانها افتاده موجب شگفتى گرديده بود ، اما وقتى آن حاكم معزول شد و ديگرى بجايش نشست باز همان حالت را از او ديدند كه دربارهء تازه رسيده مبذول مىدارد و چون جوياى دليل شدند كه با آن همه محبت به حاكم معزول اين چه نمكناشناسى و بىوفايى و تغيير عقيده مىباشد ؟ گفت عشق و علاقهء من نه به شخص واحد بوده ، بلكه عاشق هر كس كه حاكم باشد ميباشم !