جعفر شهرى باف
199
طهران قديم ( فارسى )
نمىنهاد و يا هنوز صورت حيات نيافته رنگ ممات گرفته چهره به نقاب خاك مىكشيد . اين روزنامهها چه ماهيانه و چه پانزده روز يك بار و چه هفتگى و چه روزانه از تيراژ هزار و هزار و دويست و از چهار و حد اكثر از شش و هشت صفحه كاغذ امتحانى ( قطع رحلى ) تجاوز نمىنمود ، همراه اين عناوين كه بر سر لوحهء جملگى زينتبخش مىگرديد : روزنامهء سياسى ، انتقادى ، اجتماعى ، ادبى ، اخلاقى كه جنبهء سياسى آنها بر ديگر جهاتشان مىچربيد ؛ چه از اين جبهه و از اين طريق بود كه مىتوانستند هر كه را بخواهند بباد انتقاد و دشنام گرفته تلكه نموده لفت و ليس داشته باشند و همين سودطلبىها و بىهدفىها و وظيفهناشناسىها هم بود كه بسا مردمان صالح پاكدامن را لجنمال كرده منفور و مطرود مىنمود و چه اجامر و اوباش چپاولچى مانند خودشان را كه به شكل ملايك و فرشتگان ظاهر گردانيده به تارك سرها مينشاند . گاهى اين هرزهگويىها از موضوع سياست و مضار و مصالح مملكت نيز خارج گرديده شكل هتاكى و تهمت و دخالت در امور خصوصى افراد ميگرفت كه يا بايد شخص مورد اتهام در اسرع وقت بعلاج كار برآمده با دهان شيرين كنك قابل توجهى جلب نظر روزنامهنگار نموده سر قلم را به ميل خود برگرداند و يا آماج تير بلا گرديده خود و همه چيز خود را در معرض هرزهدرى بگذارد . در اين زمينه وقاحت بجايى مىرسيد كه در شمارهاى كادرى به تهديد افشاى مظالم و مفاسد كسى اختصاص مىيافت در اين پانويس كه ( اگر مىخواهيد فلان فلان را در ، مثلا دزدى و ناپاكى و بىناموسى و وطنفروشى و چه و چه بشناسيد شرح ماوقع در شمارهء آينده خواهد بود ) يعنى گوشزد و زنگ خطر به صاحب نام كه اگر حاضر به درج مطالب دربارهء خود نمىباشد بايد هر چه زودتر در صدد رفع و رجوع برآيد و در شمارهء بعد ديده مىشد كه موضوع نه تنها مسكوت مانده يا ماستمالى شده است بلكه در كمال بىشرمى موضوع بگونهاى متغير گرديده ماهيت امر عوض شده است كه گويى درباره يكى از پيامبران صحبت مىكند ! بدين جهات امتياز روزنامه يكى از جمله نقل و آجيلها به اضافهء چكهاى در وجه حامل و اسمدار و نقدينهها و پيشكشىهاى ظروف نقره و قاليچه و