جعفر شهرى باف
137
طهران قديم ( فارسى )
آجيلفروشى كنار خندق آجيلفروشى اين بازار نيز از آجيلفروشىهاى ممتاز شهر بود كه ابتدا به ذكر قيافهء دكان و سپس به نقل داستانى از آن مىپردازيم : معمولا آجيلفروشها از دكاكين پر زرق و برق پر جلوه بشمار مىآمدند كه هر بينندهاى را مجذوب مىساختند ؛ مخصوصا دكان فوق كه جذابيت را در خود به نهايت رسانده بود . در اين دكانها اصولا قفسه و جعبه آيينه و چيزى مانند اينها كه اجناس را در خود بپوشاند وجود نداشت و امتعه در دسترس و معرض ديد قرار مىگرفت . اطراف دكان مانند منبر پلهبندى شده روى آن را با متقال قرمز پوشانده با طشتكهاى برنجى كوچك و بزرگ و بعضى اسباب آلات ديگر زينت ميگرديد ؛ به اين ترتيب كه طشتكهاى بزرگ در پلههاى اول و كوچكتر و به تناسب در پلههاى بعدى گذارده شده به نسبت ارزش نيز جنس كم مصرف ارزان قيمت در بزرگترها و پر قيمت كم مصرف در كوچكترها قرار مىگرفت . بالاى هر طشتك كه از نظافت و درخشندگى تلئلو مينمود ، سينىهاى گرد قرار داده اجناس را به سينهء آنها مىكشيدند و لبهء زيرين آنها را گل و جغههاى كاغذى مىچسباندند ، سينىهايى كه مانند طشتكها شفافتر از طلا جلوهگرى كرده ، همراه گرد آجر و نرمهء شست كه بر جابجاى آنها فشار داده گردانده بودند گل گل درخشيده جغه گلهايى كه از كاغذ روغنى و كشى زيباترين اشكال را به آنها مىدادند . وسط هر دو طشتك را كه جنس در آنها كوت شده بود باز طشتكهاى كوچكتر نهاده در آنها اجناس پربهاتر خوش آب و رنگ مانند مغز پسته و خلال پسته و ديگر مغزها و خلالها و نمونههاى اجناس ممتاز ريخته گنبدىشكل مىكردند و ميان دو مثلث طرفين اين طشتكها شيشههاى شربت آلبالو و بهليمو و آب ليمو و شربت ريباس ( ريواس ) و نارنج و امثال آن مىگذاشتند . ديوار دكان را باز با همان متقال قرمز تا نيم ذرع به سقف مانده پوشانده طاقچههاى چوبىاى كه لبهء آنها را هم با كاغذ روغنى دالبر داده زينت كرده بودند كوبيده بر روى آنها غرّابههاى « 13 » سكنجبين و شربتآلات و
--> ( 13 ) . شيشههاى شكمدار گردندارى كه دهانهء آن كنگرهمانند هنگام ساخت برگردان شده ته آنها از داخل ، محدب گرديده بود .