جعفر شهرى باف
132
طهران قديم ( فارسى )
ميانشان قسمت كرده بازى را از سر مىگرفت . اما مطلب در اين قضيه بود كه چون بچهاى بازنده شده بچهها را بكول مىگرفت يا گرفتار پشتدستى ميگرديد مىگفت : هان بچه جان ، اين به گوشت باشد كه بايد در زندگى صدا داشته باشى و گر نه لطمه خورده به كولت سوار مىشوند . سرگرمى ديگرى كه بچهها تا نوبت نان در دكان او داشتند اين بود كه آنها را بدور خود نشانيده ريگهاى دكان را وسطشان كپه كرده ، همراه دست كشيدن به روى آنها با صداى كشدار برايشان بخواند : از راه برو ، بيراه نرو * هر چند كه راهت دورتره كم كم بخور ، پر پر نخور * هر چند زيادش خوشتره دختر بگير ، بيوه نگير * هر چند دختر گرونتره ؛ و بچهها هم كه آشناى بوظيفه خود بودند جواب مىدادند ( اوسا به چشم ) و جملات را از سر گرفته تا بازى گل بكند . كلهپزى كلهپزى اين بازار كه مقابل نانوايى آن قرار داشت از جهت مركزى بودنش جالب توجهترين كلهپزىهاى شهر بود كه جهت تصوير يك كلهپزى كامل آن را توصيف ميكنم : اين دكان مانند ساير كلهپزىها و پزندگىها از دو قسمت همكف و كرسىدار تشكيل شده بود كه قسمت كرسىدار آن كه سكويى در يك ذرع ارتفاع از نيمه ببعد دكان بود محل نشيمن و پذيرايى مشتريان و قسمت همكف آن جهت بساط و ديگ و وسايل فروش آن آماده شده بود . پيشخوان دكان شامل بود بر كوره و سوختدان ساخته شدهاى از آجر و گچ كه از بالا در آن ديگ سنگى بزرگ و ديگچهء مسين و سينى بزرگ توگودى جاسازى شده اطراف آن كاشى آبى به كار رفته جلو آن از طرف خارج با پارچهاى از متقال آبى تيره پوشيده شده با وسايلى كه ذكر مىشود زينت ميگرديد . در يك طرف پيشخوان باديه بشقابهاى مسى سفيد كرده جدا جدا دسته