جعفر شهرى باف

133

طهران قديم ( فارسى )

شده پهلوى آنها نان سنگك‌هاى نصفه نموده قرار مىگرفت . دخل برنجىاى « 3 » جلو دست و طشتكى كنار آن كه دخل آن براى پول خرد و طشتكش جهت اسكناس‌ها و سينى كوچكى بر در هر يك از آنها بود كه پولها را در آنها ميريخت و همچنين باديهء لنگرى « 4 » روغن جلو بساط كه چهل فتيله در گرد آن در روغن آن فرو رفته سرهايشان بر كنگره‌هاى باديه برگردان و روشن شده نور افشانى مينمود . روغن اين باديه از چربى كله‌پاچه‌هاى ديگ بود كه با فتيله‌هاى نورافشانش زينت بساط دكان ميگرديد و ملاقه‌اى كنارش كه دمش روى بساط و سرش لب باديه قرار گرفته بوسيله آن روغن به مصرف غذاى مشتريان ميرسيد و زنگهايى آويخته بالاى بساط كه هر دم با سر انگشت كله‌پز بصدا درآمده جلب توجه رهگذران مينمود . دود اسفند كه دم به دم در منقل آتش زير بساط ريخته شده در فضا متصاعد ميگرديد و صداى ( بفرماييد ، خوش آمديد ) كله‌پز كه هر دم به گوش مىرسيد و صداى شاگردش كه مرتب باديه بشقاب‌ها را آورده برمىگرداند و دستور مشتريان را رسانده گوشت و روغن ميطلبيد . زير پيشخوان دو كته وجود داشت كه در يكى پستايى سوخت روزانه از قبيل پشكل اسب و الاغ و شتر و گوسفند و مانند آن ريخته مىشد و كته ديگر جهت استخوان پاك‌شده‌ها كه بجاى پشكل و مثل آن به مصرف سوخت شبانه‌ى ديگ مىرسيد و سطل بزرگى در كنار آن كه خرده نانها و آشغالهاى ته ظرف‌ها در آن جا ميگرفت . اين مدفوع حيوانات كه به صورت طبيعى يا به شكل تاپاله درمىآمد سوخت اكثر دكاكين پزنده‌ها مانند كله‌پز و تافتونى و ديزىپز و امثال آن را در بر مىگرفت و جمع‌آورى آنها در رديف شغلهاى متعارف بود كه عده‌اى آنها را از معابر جمع‌آورى و خشك و آماده كرده به فروش مىرسانيدند و فروشندگان سرمايه‌دار كه آنها را در آغل‌ها و دامدارىها پيش‌خريد كرده با سود زيادتر به اقساط مىفروختند .

--> ( 3 ) . ظرفى گلدان‌مانند از مفرغ و برنج . ( 4 ) . باديه‌هاى بزرگ تو گود برنج خيس‌كنى .