جعفر شهرى باف
131
طهران قديم ( فارسى )
بازار مفتبرها بارى بازار كنار خندق بازارى از پر و پيمانترين بازارها بود كه مرغوبترين اجناس در آن فراهم ميگرديد تا آنجا كه خريد دربار و درباريان در آن صورت مىگرفت و نام بازار مفتبرها هم از آن به نام كنار خندق و شتر گلو اضافه شده بود كه اجناس مورد درخواست درباريان درجه اول را بايد كسبه آن افتخارا تقديم بكنند ، تا آنجا كه خود شاه هم از آن چشمپوشى نمينمود « 1 » اما در عوض امتيازاتى نيز نصيب داشتند كه مىتوانستند از زورگويان ديگر مانند قرهنوكرها در امان بوده از طرف آنان تعدى و تجاوزى نداشته باشند و زيان خريدهاى بلا عوض طبقه اول اندرون را از زنها و منتسبين درجه دوم آن تلافى بكنند . بازارى بود تا دو سه ذرع از كف خيابان ناصريه پايينتر كه پنجرههاى دكاكين غربى آن به طرف خيابان باز ميگرديد و شامل همه نوع امتعه از خوراك و پوشاك و خرازى و بلور و عطريات و عتيقه و غيره كه از دكانهاى قديمى طرف شرق او هنوز نانوايى سنگكى آن برقرار مىباشد . سنگكى بازار كنار خندق نان اين دكان مرغوبتر از نان دكانهاى اطراف خود بود و اسم صاحبش ( حاج على جغجغه ) و مسماى لقب جغجغهء او اين بود كه در مواقع شلوغى تا بچهها سر و صدا راه نيندازند آنها را بدور خود جمع كرده با جغجغههاى « 2 » بوتههاى سوخت ، آنها را بازى داده تا رسيدن نوبتشان مشغول مينمود . بازى جغجغهاش اين بود كه يكى يك جغجغه به بچهها داده تا آن را بجنبانند و جغجغهى هر يك كه صدا نداشت محكوم بود كه چند پشتدستى از ديگران خورده يا هر يك را به كول گرفته دور ميدانگاهى شمس العماره بگرداند و باز جغجغهها را جمع كرده با هم مخلوط و
--> ( 1 ) . به اين صورت كه هر از چند گاه بدكان يكى از كسبهى آن رفته بعنوان شريك بفروشندگى امتعهى آن پرداخته اطرافيان را تكليف به خريد ميكرده و البته كه قيمتشان چند برابر ميگفته و چاپلوسان هم كه به نشان دادن دولتخواهى خريده ، نصف سود بدست آمده را از صاحب دكان دريافت مينمود . ( 2 ) . ميوهء نوعى بوته - خار - چيزى شبيه بادام پوستدار با رنگ قرمز جگرى كه چون رسيده شود تخمههايش در درون با جنباندن صدا ميدهد .