جعفر شهرى باف

130

طهران قديم ( فارسى )

سه راه شتر گلو نام ديگر بازار كنار خندق بازار شتر گلو بود كه از جلو آن يعنى جنوب ميدان شمس العماره در ابتداى بازارچه مروى آبى از قنات شاه وسيله تنبوشه بيرون جهيده در حوضچه‌اى مىريخت كه از ضخامت و حالت ريزش شبيه گردن شتر مينمود و نام سه راه و بازار از آن اخذ شده بود آبى حاجت رواى سكنه كه سقاها مشك‌هاى خود را از آن پر كرده ، كسبه رفع حاجت خود از آن نموده ، تابستانها بچه‌ها در آن آب‌تنى ميكردند . ميدان شمس العماره براى ورود به بازار كنار خندق لازم است از ميدان شمس العماره وارد آن بشويم و بد نيست تا واقعه‌اى را هم از اين ميدان بميان آوريم : چون بناى شمس العماره تمام شده مهندسان براى جلو در آن ميدانى را لازم مىبينند و طبق معمول با زور و فشار سكنه آن رانده شده خانه‌هايشان خراب مىشود عالم مجتهدى بنام « ميرزا عبد الرسول افجه‌اى » كه در كوچه پشت ميدان سكونت داشته از آن پس هر گاه براى نماز كه امامت مسجد حكيم هاشم را داشته ميرفته است كسى را اجير ميكرده براى گذشتن از ميدان او را بر پشت بكشد ، كه اين حالت بعرض ناصر الدينشاه ميرسد و لازم مىبينند تا ميرزا را طلبيده استفسار امر نمايد و پاسخ اين مىشود كه چون زمين ميدان غصب و به زور و عنف از مردم گرفته شده و نشستن گرد و غبار آن به لباس سبب ابطال نماز مىشود اين كار را جهت احتراز از آن انجام مىدهد و شاه را متوجه مىسازد كه كار ناصوابى انجام داده بايد ترضيهء خاطر صاحبان املاك آن را فراهم نمايد و به همين صورت هم انجام مىشود . از اينجا سه مطلب آشكار ميگردد : اول ، آنكه شاه و اطرافيان آن كه مالك الرقاب همه چيز مردم بوده در برابر خواست‌هاى ايشان هيچ كس را اختيار و جرئت چون و چرائى نبوده است . دوم ، اهميت و اعتبار علما كه تا چه حد در نظر شاهان قاجار و الا بوده كلامشان نفوذ داشته است و سوم ، كوتاه دستى مردم در مظالم مگر با توسل بعلما كه از اين طرق احقاق حقوق ميكرده‌اند .