جعفر شهرى باف

117

طهران قديم ( فارسى )

بارى اين گونه مجالس جز از جنبهء مردم‌فريبى و ريشخند و وقت‌كشى و مهار و ساكت داشتن و رفع توقع مردم انجام نمىگرفت و همين بىعقيدگى به اصل قضيهء بانيان و برپادارندگان آن نيز بود كه عزادارانى را هم به مجلس خود مىكشيد كه جز غرض تماشا و التذاذ از تعزيه‌خوانان خوش‌سيما و استماع آوازهاى خوش‌آوازه‌خوانان و كسب فيض از ساز و نواهاى موزيك‌چىهاى آن غرض و منظور ديگر نداشته باشند ، همراه بسا پليدىهايى كه بنام عزادارى بانجام رسانيده در مناسبترين نقطه ، مانند تكيه دولت كه اين امور را تكميل مينمود . عزاخانه‌اى از مستمعان و تماشاچيان سوخته‌دل عاشق‌پيشهء معشوق فريب شيك‌پوش ، از خانم‌ها و زنان اندرون و منتسبين و بزرگان و خدمتگزارانى از جوانان شوخ و شنگ آموخته كار اهل محل و روضه‌خوانها و پامنبرىهاى دلفريب و تعزيه‌خوانان شوخ‌چشم و دلاله‌ها و واسطه‌هاى محبت شيرين‌زبان كه در هم آميخته شمع و گل و پروانه بلبل‌هايى را كه يك جا جمع مينمود ! سيد غشى از جمله خوانندگان اين مجلس يكى جوانى بنام سيد غشى بود كه اين اسم را از جهت آنكه در مجلس غش كرده خود را بر روى زنها كه طبق رسم جايشان جلوى منبر بود مىانداخت كسب كرده بود ، در اين حالت كه چون با صداى دلكش جمعيت را به هيجان آورده شيون و شين را بنهايت مىرساند سربند از سر برداشته نوحه‌خوانان و سينه‌كوبان بميان زنها به راه افتاده با ديدن زنى خوش‌رو نوحه و غليان را بنهايت رسانيده ، با چند حسين واى ، حسين واى ، جيغ و ويق‌كنان و بر سر و سينه‌زنان غش كرده خود را بر روى او ميانداخت و ضمنا چون رويى زيبا و اندامى بتناسب داشت اطرافيان زن نيز برويش ريخته ، سياه از نيشگون و گازش مىساختند ! تعزيه و تعزيه‌خوانى تعزيه ، نمايش و شبيه‌خوانىاى بود از شرح مظالم بنى اميه به بنى هاشم كه دردناكترين آن وقايع كربلا بشمار مىآمد ، با صورت كامل آن كه عده‌اى پير و