جعفر شهرى باف
118
طهران قديم ( فارسى )
جوان و كودك بمناسبت نقشهاى خود كه بايد رل زنان و دختران واقعه يا مردها و جوانان و كودكان آن را عهدهدار باشند لباسهاى زنانه و مردانهى عربى كه مطابقت با صورت تاريخى آن داشته باشد پوشيده سرپوش و روبند و عمامه يا سلاح و آلات حرب آن را بر خويش آراسته شروع به ارائهء نمايش ميكردند ، در اين حالت كه تمام گفتار و محاورات آن را بايد با زبان شعر و سخن نظم بيان بكنند ، در آهنگها و مقام و نغمههاى دلنشين كاملا علمى تعليمدار ، همراه موسيقىاى در نهايت دلپذير با آلات مناسب آن از شيپور و طبل و نى و قرهنى و سنج و دهل در دستگاههاى لازم كه نيكوتر از آن امكانپذير نميگرديد . اكبر تعزيهخوان و حاجى بارك اللّه و شيخ حسن شمر و احمد مرمرى و امر اللّه ملوس از جمله تعزيهخوانهاى به نام آن زمان بودند كه در تكيه دولت هنرنمايى مىكردند ، در نقشهايى مانند نقش حضرت على اكبر براى اكبر و امامخوانى براى حاج بارك اللّه و شمرخوانى براى شيخ حسن شمر و نقشهاى حضرت عباس و حضرت قاسم براى احمد و امر اللّه كه با هنر و اندام و شكل و صدا و صورت خود جانبخشى مىكردند . روضهء اين تكيه از چهار ساعت به ظهر شروع شده نيم و يك بعد از ظهر به اتمام ميرسيد و مجددا كه از دو ساعت بعد از ظهر شروع و به دو سه ساعت از شب گذشته مىرسيد و تقريبا قسمت اعظم اين روضه و تعزيه در روزهاى اول در مقابل شاه انجام مىگرفت و در آخر مجلس ، يعنى روز يازدهم خلعتها و انعامها ، از قبيل كيسههاى پول و قوارههاى دوخته و ندوختهء لباس و عبا و قبا و طاقشالهاى ترمه به مجلس آمده با دست خود شاه ميان تعزيهخوانان قسمت شده عناوين و القاب تازهاى تكريم و تشريف ميگرديد ، از جمله نقيب السادات « 42 » و
--> ( 42 ) . نقيب مداح و منقبتخوان بزرگان بود كه ضمنا مقام تعزيهگردانى را هم داشت . كار تعزيهگردانى مطابق كارگردانهاى سينما و تماشاخانه بود كه صورت گفتار هر يك از تعزيهخوانها را معلوم و تنظيم مىكرد و به تعزيهخوان تعليم و تربيت مىداد . اول هر مجلس باتفاق كاركنان تعزيه وارد مىشد و نسخههاى هر يك را از پر شالش كه طومار مانند در آن فرو كرده بود بيرون آورده تسليم مىكرد و گردش تعزيه را زير نظر مىگرفت . لازم به توضيح است كه اين نسخهدهى تقريبا براى مبتديان بود كه هر آينه بيتى يا شعرى از خاطرشان برود به آن رجوع بكنند كه البته اين حالت