بصير احمد دولت آبادى
584
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
مشخص مىشود كاملا جنبه ناسيوناليستى و توجيهگرايانه دارد نه واقعيت تاريخى ؛ چرا كه سيد جمال الدين قبل از انتشار جريدهء شمس النهار از افغانستان بيرون رفته بود و ديگر هم برنگشت . شايد بتوان گفت نشريه ملهم از افكار سيد بود نه تحت نظارت او ، ولى بههرحال ادعاى نظارت سيد به اندازهاى دور از واقعيت است كه حتى عبد الحى حبيبى نيز نمىتواند به آن استناد كند . در اين شكى نيست كه جريدهء شمس النهار اولين جريدهء افغانستان است ، ولى در مورد تاريخ انتشار آن اختلاف نظرهايى وجود دارد . مرحوم غبار سال انتشارش را 1875 م و مرحوم فرهنگ و حبيبى ، 1873 م برابر با 1290 ه . ق مىدانند . شگفتى در اين است كه ملا فيض محمد كاتب در سراج التواريخ در بين وقايع سالهاى 1290 ه . ق و حتى قبل از آن و بعد از آن و نيز يوسف رياضى در عين الوقايع اشارهاى به موضوع شمس النهار و حتى سيد جمال الدين ندارند . اين واقعا حيرتآور است ، چرا كه مرحوم كاتب حتى رويدادهاى عادى و پيشپاافتاده را در كتاب وقايع خطى كه مخالف نظر دولت بوده ، نوشته است ؛ ولى از اين وقايع چيزى ننوشته است . آيا واقعا شمس النهار با اين شهرت آفاقى ، وجود نداشته و ساخته و پرداختهء خيال ديگران است يا اينكه سراج التواريخ و عين الوقايع هم برخى واقعيتها را كتمان مىكنند ؟ فقط در مقدمهء سراج التواريخ از كتاب تتمة البيان تأليف سيد جمال الدين حسينى نام برده شده است . به هرصورت تاكنون وجود شمس النهار از سوى هيچ مورخى انكار نشده است و آقاى محمد كاظم آهنگ در سلسله مقالات خود با عنوان « سابقه و آغاز ژورناليزم در افغانستان » كه در شمارههاى گوناگون مجله آريانا به نشر رسيده است ، مىنگارد :