بصير احمد دولت آبادى

570

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

مدارس دينى اهل تشيع در افغانستان با وجود اين‌كه تسنن و تشيع دو جريان مذهبى دوام‌دار در افغانستان بوده و هست ، برخورد نظامهاى سياسى و حكومتى در برابر اين دو جريان هيچ‌گاه يكسان نبوده است . جريان تشيع يك جريان مخالف و معترض و جريان تسنن يك جريان موافق و حامى دولتهاى افغانستان به حساب مىآمده است . ازاين‌رو بر خلاف اهل سنت ، شيعيان افغانستان مدارس دينى - دولتى نداشتند و مدارس آنها همان مدارس غير دولتى و شايد هم ضدّ دولتى بود . تشيع افغانستان تاريخ عارى از دربه‌درى و قتل عام را كمتر به ياد دارد ، ولى هيچ‌گاه به اندازهء يك قرن اخير با مشكل مواجه نبوده است . چنان‌كه از بررسى تاريخ گذشته برمىآيد بدترين وضعيت براى شيعهء افغانستانى بين سالهاى 1250 تا 1380 ه . ق بود و اوج اين خفقان بين سالهاى 1298 تا 1319 ه . ق است زمانى كه امير عبد الرحمان خان بر سرير قدرت تكيه داشت . در طول اين 130 سال ، تمامى مراكز علمى و فرهنگى تشيع افغانستان محو و نابود شد . شرح اين ماجرا با طول و تفسير در سراج التواريخ و همچنان كتابهاى حاج كاظم يزدانى درج شده است و ما به خاطر جلوگيرى از طولانى شدن مطلب از ذكر آنها خوددارى مىكنيم . ولى يادآورى اين موضوع ضرورى است كه شيعيان هيچ‌گاه در برپايى مدارس و احياى هويت فراموش‌شده دست از تلاش برنداشته‌اند . چنان‌كه به‌طور فشرده در جزوهء نگاهى به هويت سياسى شيعيان كه از سوى مركز فرهنگى نويسندگان افغانستان انتشار يافته نيز آمده است ، تلاش فرهنگى ملّا فيض محمد كاتب ، اقدام عبد الخالق هزاره ،