بصير احمد دولت آبادى

556

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

و گذار مىپرداخت ، با تكيه زدن به اريكهء قدرت جانب احتياط را از دست داده مىخواست كه زوجهاى جوان سراسر كشور و حتى نيم‌عمره‌هاى دل‌زنده هم به اين كار مبادرت ورزند . اين كار تحقق نمىيافت مگر اين‌كه فرهنگ بومى تغيير يابد و پسران و دختران از ابتدا در كنار هم درس بخوانند و بزرگ شوند تا آن شرم و حياى سنتى از جامعه برداشته شود . اينجاست كه مدارس دخترانه و پسرانه در مركز و ولايات و همچنان نشريات گوناگون جهت ترويج فرهنگ نوين ايجاد شدند كه ما آن را در بخش مدارس عصرى شرح خواهيم داد . اما چيزى كه شگفتىآور است اين است كه چگونه امان اللّه با اين خصوصيات غرب‌گرايى و به اصطلاح آزادانديشى در دام فاشيزم و پشتون‌گرايى گرفتار مىشود . به عقيدهء برخى من علت آن دو چيز است : اولا محمود طرزى و خانوادهء او كه از پشتونهاى قندهار و از جمله سرداران محمدزايى تبعيدى در تركيه عثمانى بودند ، در آن ديار نظر به جوّ ناسيوناليستى ترك‌گرايى ، تحت تأثير افكار ناسيوناليستى قرار گرفته ، انديشهء برترى قوم پشتون در مغزشان ايجاد شده بود . لذا پس از عودت به وطن اين تفكر را در مغز امان اللّه جوان تزريق كردند ، ( زيرا سن او از 27 سال نمىگذشت ) اينجا بود كه اين انديشه به زودى در امان اللّه اثر گذاشت . ثانيا مادر امان اللّه مثل مادر شير على خان ، پشتون بوده و امان اللّه از كودكى با خوى و خصلت پشتونى بزرگ مىشود . طبق نوشتهء سيد مهدى فرخ سرور سلطان خانم ( مادر وى ) دختر ايشك آقاسى شيردل خان از طايفهء بارك‌زايى است . « 1 »

--> ( 1 ) . كرسىنشينان كابل ، سيد مهدى فرخ ، صفحهء 33 .