بصير احمد دولت آبادى
557
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
اينجاست كه امان اللّه خان به تأسى از اقدامات فرهنگى شير على خان و بر خلاف پدر ، روى زبان پشتو تكيه مىكند و با تشكيل « مركهء پشتو » به اين طرح جنبهء قانونى و رسمى مىبخشد . جالب اينجاست كه امان اللّه با وجود اين گرايش ناسيوناليستى و اثرپذيرى از افكار خانوادهء طرزى ، تعصب آل يحيى ( بهخصوص نادر و هاشم ) را ندارد و اين شايد به اين دليل باشد كه لااقل دوران كودكى امان اللّه بر خلاف نادر و هاشم در كابل سپرى شده بود و او با مردم افغانستان انس و الفتى يافته بود . ولى نادر و هاشم اين دوره را بيشتر با كودكان اجنبى گذرانده و بعد هم با طى نمودن دورهء غلامبچگى از آن دوره سالها رنج برده بودند . بههرحال ، بناى فرهنگى كه در عصر امير شير على خان گذاشته شد ، در عصر امير حبيب اللّه خان با تمام مشكلات و موانع موجود تا سر تاق رسيد ، ولى هنوز به پوشش نرسيده بود كه كودتايى دربارى به حيات او خاتمه داد . در عصر امان اللّه خان نهتنها اين ساختمان پوشش داده شد كه قسمتهايى از آن رنگآميزى شده و براى آن در و پنجره ساختند . امّا حبيب اللّه سقازاده كه از فرهنگ و ادبيات بويى نبرده بود ، يك كاهسوزى تمامعيار در اين ساختمان راه انداخت كه نهتنها رنگآميزى و نقاشى را از بين برد كه بسيارى از در و پنجرهها نيز در اين آتشسوزى از بين رفت . ولى بقا و حيات حكومت او همچون حيات آتش ، كوتاه و زودگذر بود و با حذف او از صحنه سياسى ، دوباره كار ساختمان فرهنگى افغانستان شروع شد . با اين تفاوت كه معماران پس از سقازاده با افكار صددرصد بيگانه با مردم وارد صحنه شدند . ساختمان فرهنگى كشور در عصر نادر و هاشم با رنگ و روغن قومگرايى ، تعصبات و امتيازات زبانى ، مذهبى و منطقهاى نقاشى شد . با ايجاد نشريهء اصلاح و تشكيل « انجمن ادبى كابل » تلاش براى