بصير احمد دولت آبادى

529

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

« ساختار قومى جامعهء شهرى پايتخت افغانستان ديدنى است . كابل كه در زمان قديم مركز تاجيكها بود ، حال از هر كوىوبرزن و رسته و دسته و نژاد نشانه‌اى دارد . طبق تحقيق دوپره ( 1975 ، ص 9 ) كه نيمى از اهالى از ايرانىزبانان ( درى ) تاجيك و قزلباش و ربعى اهل هزاره كه درى صحبت مىكنند ، و ربعى هم از مردمان پشتون هستند . » « 1 » نداشتن پايگاه مردمى در كابل ، ازبكها را با خطر جدى مواجه كرد و نيروهاى دولت آقاى ربانى از پيش و دشمنان قديمى ( افغانها ) از پشت ، ضربه‌هاى كمرشكنى بر جنبش وارد آوردند . جرم ازبكها در اين تصفيهء خونين نظامى اين بود كه رهبر آنها خواهان شركت در حكومت بود . آنها با اين‌كه نقاط شمال را در اختيار داشتند ، باز هم از آقاى ربانى حمايت مىكردند . تحكيم حكومت مجاهدين پس از بيرون راندن نيروهاى ازبك ، تقريبا پايه‌هاى انحصار تكميل شد ، زيرا افغانها به جنوب كشور رانده و هزاره‌ها در غرب كابل و هزاره‌جات محصور شدند و ازبكها در شمال ماندند . تاجيكها و حاميان بيرونىشان بازى را تمام شده مىپنداشتند كه شوراى هماهنگى از سه قوم افغان ، هزاره و ازبك به رهبرى سه شخصيت ملى ( حكمتيار ، مزارى و دوستم ) شكل گرفت . اين حركت باعث برچيده شدن پايگاه‌هاى دولت آقاى

--> ( 1 ) . جغرافياى شهرى در افغانستان ، اروين گروتس باخ ، ترجمهء سيد محسن محسنيان ، صفحهء 61 .