بصير احمد دولت آبادى
530
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
ربانى از شمال كشور شد و در جنوب هم راه تداركات هزارهها باز شد . اين سياست ، پايههاى حكومت انحصارى را به لرزه درآورد ، امّا بيشتر از دولت انحصار تاجيكى ، انحصارگران افغانى را به وحشت انداخت ، زيرا نقش افغانها چه در دولت آقاى ربانى و آقاى مسعود و چه شوراى هماهنگى ( حكمتيار ، مزارى ، دوستم ) بسيار رقيق و كمرنگ به نظر مىآمد . اينجا بود كه كهنهكاران افغان دست به كار شده ، يك تشكيلات افغانى ايجاد كردند كه در ظاهر مخالف تمامى تشكّلهاى سياسى و در باطن دربرگيرندهء تمامى تشكلهاى سياسى قوم افغان باشد و از آن به نام گروه طالبان ياد كردند . گروه طالبان ، محصول دولت مجاهدين با اينكه قوم هزاره و ازبك از دولت تاجيكى كابل ناراضى بودند ، اين نارضايتى به اندازهء خشم و نفرت قوم افغان از اين حكومت نبود ، زيرا هزاره و ازبك خود را باشندهء افغانستان دانسته ، خواهان شركت در حكومت بودند ، ولى افغانها خود را صاحب افغانستان دانسته و خواهان تصاحب قدرت بودند . آقاى مسعود و آقاى ربانى با كنار زدن هزارهها و ازبكها بالاترين خدمت را به قوم افغان و بيشترين خيانت را به قوم تاجيك ، ازبك و هزاره كردند ؛ به لحاظ اينكه ذهنيت جهانى را نسبت به قوم افغان ( با آنهمه جنايت اميران و شاهان گذشته ) تغيير دادند و حتى خود مردم افغانستان به اين باور رسيدند كه تاجيكها نمىتوانند حكومت كنند . اينكه گروه طالبان چگونه به وجود آمد و به چه صورت از مرز پاكستان به قندهار رسيده ، مناطق افغاننشين را تصاحب كرد و به