بصير احمد دولت آبادى

526

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

حكومت داكتر نجيب اين فكر پخته شد ، زيرا قدرت افغانها هم در دولت موقت پيشاور و هم در دولت كابل روزبه‌روز به تحليل مىرفت . اينجا بود كه جناح پشتون رژيم كابل و جناح پشتون دولت موقت پيشاور به تفاهم نسبى بر سر انتقال قدرت رسيدند . امّا جناح فارسىوان رژيم كابل كه در اكثريت تاجيكها بودند ، تصميم گرفتند معادلهء تعويض قدرت را به شكل ديگرى تحقق بخشند . اينجا بود كه گلبدين حكمتيار به نمايندگى از قوم افغان احساس مسئوليت كرد تا هرطور شده قدرت افغانها را به دست آورد . ما از اين تلاش و طرز فكر به نام « تصاحب قدرت » نام مىبريم . لذا جنگ « تصاحب قدرت » از همان لحظاتى شروع شد كه روشن شد قدرت به تمام معنى در اختيار قوم افغان نيست . دو گروه به رهبرى دو شخص از دو قوم ( تاجيك و افغان ) قبل از استقرار حكومت مجاهدين در پى تصاحب قدرت و انحصار آن شدند . امّا نظر به دلايلى چند كه مجال بحث آن نيست ، آقاى مسعود توانست به تصاحب قدرت دست يابد و آقاى حكمتيار بيرون دروازه‌هاى كابل ماند . با حذف مدعى تصاحب قدرت و دور ماندن او از كابل ، آقاى مسعود در پى انحصار قدرت برآمد . 2 - جنگهاى سهيم شدن در حكومت در جنگ « تصاحب قدرت » بين افغان و تاجيك ، هزاره و ازبك ( حزب وحدت و جنبش ) از تاجيكها حمايت كردند ، زيرا هنوز نقشه‌هاى آقاى مسعود بر همگان روشن نشده بود و آقاى ربانى همواره حزب وحدت را با وعده و وعيد سرگرم نگه داشته ، در پى تحكيم قدرت انحصارى بود . هزاره‌ها نيز نظر به صداقت و خوش‌باورى ، وعده‌هاى او و آقاى مجددى را حقيقى پنداشته ، جنگ با سياف را كه در حقيقت جنگ با افغان بود