بصير احمد دولت آبادى
525
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
قاطبهء جامعهء شيعه به مرور ايام نه تنها از حكومت و دولت دور شدند كه رسما عليه آن موضع گرفتند . اين چيزى بود كه هرگز انتظار نمىرفت . وقوع سه نوع جنگ سياست انحصارى آقاى مسعود و آقاى ربانى ، سه نوع جنگ تمامعيار را به وجود آورد كه هركدام به نمايندگى از مليتى ، به خاطر احقاق حق مسلم خود شروع شد . البته جنگ « تصاحب قدرت » را كاملا بهعهدهء آقاى مسعود نمىتوان گذاشت ، چرا كه آغاز آن همزمان با سقوط رژيم داكتر نجيب بود و آقاى مسعود در آنزمان هنوز قد راست نكرده بود ؛ ولى دو جنگ « شريك در قدرت » و « سهم به اندازه و معيار جمعيت » در حكومت ، بهطور قطع زادهء فكر آقاى مسعود و آقاى ربانى بود . اينك هر يك از اين سه جنگ و پيامدها و اثرات بيرونى و درونى آنها را تشريح مىكنيم : 1 - جنگهاى تصاحب قدرت بر كسى پوشيده نيست كه قدرت از سال 1160 ه . ق / 1747 م تا سال 1371 به استثناى ( 9 ماه حكومت بچهسقّاء و هفت سال حكومت ببرك كارمل ) مال پدر ميراثى افغانها ( پشتونها ) به حساب مىرفته است . امّا تجاوز روسيه به افغانستان و تحولاتى كه بعد از آن به وجود آمد ، روحيهء حقخواهى را در مليتهاى ديگر نيز تقويت كرد و از همه بيشتر تاجيكها را به حسرت گذشته واداشت . كتابهاى عيارى از خراسان ، دسايس و جنايات روس ، حبيب اللّه خادم دين رسول اللّه و افغانستان در پنج قرن اخير ، هركدام قوم تاجيك را تحريك به تصاحب قدرت كرد . در اواخر