بصير احمد دولت آبادى
506
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
چسبانده بودند ؛ و يا اينكه اينها خود را به آن جناح نزديك كرده بودند . بههرحال فرقى نمىكند ، حرف اين است كه اينها يك قدرت در برابر قدرت نجيب به حساب مىرفتند ، امّا هيچكس باور نمىكرد اين قدرتهاى محلى روزى در برابر رژيم قرار گيرند . در اواخر سال 1370 آقاى سوان نمايندهء خاص سرمنشى ملل متحد در امور افغانستان سرگرم جمعآورى ليست 150 نفره از جناحهاى مختلف بود تا قدرت كابل را به آنها تحويل دهد . چانهزنىهايى در خارج كشور براى كسب قدرت بيشتر و سهميهء اضافهتر از حد توان وجود داشت كه ناگهان اين خبر از طريق راديو لندن به گوش جهانيان رسيد كه رژيم كابل به سه جناح تقسيم شده است : 1 - جناح تندرو كه با طرح صلح مخالفت مىورزند و معتقدند كه دولت افغانستان مىتواند در مقابل هرگونه تهديد ، چه از جانب مجاهدين و چه از جانب حزبهاى داخلى مقاومت كنند . 2 - ديگرى جناحى كه معتقد به ايجاد وحدت بين مجاهدين و حزب است . 3 - جناح سوم كه معتقد به ايجاد يك دولت ميانهرو و دمكرات است . به نظر هرس تريبون اين مورد سوم تدريجا استعفاى پرزيدنت نجيب اللّه و خروج او از افغانستان را دربر مىگيرد . اين گزارش زمانى به جهان مخابره شد كه نيروهاى شمال از دولت نجيب بريده و استقلال يافته بودند . نام جنرال دوستم و سيد منصور نادرى به عنوان دو طرفدار قدرتمند رژيم نجيب و ناراضى از عملكرد او در شمال بر سر زبانها افتاده بود . علت اين نارضايتى تا جايى كه به گزارشها و شايعهها مربوط مىشود ، به اقدام جنرال جمعه اثك يكى از مهرههاى نجيب در ولايت بلخ برمىگردد كه در اثر [ بىطرفى ] يكى از