بصير احمد دولت آبادى
421
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
كه منشأ آن نشرات نادرست و غرضآلود مطبوعات دولتى افغانستان بوده است و به اساس آن وى را پسر ناشرعى غلام نبى شمردهاند . اقدام او را نيز اكثر مؤلفين مذكور يك حركت انتقامى وانمود كردهاند كه صرفا به غرض خونخواهى غلام نبى خان چرخى صورت گرفته بود . حقيقت امر اين است كه خداداد خان پدر عبد الخالق از جملهء ملازمان خانوادهء چرخى بود و عبد الخالق شخصا از كودكى با جوانان آن خانواده كه همسال و هممكتب بودند ، محشور بوده ، دوستى و رفاقت داشت . معروف است كه تفنگچهاى را كه وى در كشتن نادر شاه به كار برد هم غلام نبى خان براى او به سوغات آورده بود . معذلك انگيزهء او را در كشتن شاه نمىتوان تنها علاقهمندى به خانواده چرخى و انتقام قتل غلام نبى خان به حساب آورد ؛ زيرا در آن صورت بايد اين حادثه يگانه حادثه از اين قبيل در آنوقت مىبود و شكل استثنائى مىداشت ؛ درحالىكه در دورهء پادشاهى محمد نادر شاه چند حادثه از اين جنس رخ داد كه به ظاهر انگيزههاى جداگانه داشتند ، امّا مخرج مشترك همهء آنان سلب آزاديها و استبداد و تبعيض حكومت در بين اقوام بود و چون جوانان نمىتوانستند از طريق ديگرى نارضايىشان را ظاهر سازند ، ناچار به ترور متوسل مىشدند و اينگونه حوادث را بار مىآوردند . در اين ميانه جوانانى كه در آلمان تحصيل كرده بودند به اثر تماس با عناصر انقلابى در آن كشور اعم از آلمانى و مهاجرين شرقى روش تندتر اختيار كرده در بازگشت به وطن اين طرز فكر را از طريق معلمى در ليسهء نجات به متعلمين آن مكتب هم انتقال دادند ؛ چنانچه سيد كمال خان و محمد عظيم خان كه اقداماتشان در باب گذشته ياد