بصير احمد دولت آبادى

422

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

شد « 1 » نيز از همين جمله بودند و دومى در ليسه نجات شغل معلمى داشت و استاد عبد الخالق به شمار مىرفت . اينان در سالهاى 1931 و 1932 م غالبا در كافه‌اى كه يك نفر انقلابى هندى به نام مته‌سنگ در كابل تأسيس كرده بود جمع شده به صحبتهاى سياسى مىپرداختند و افكار ضد دولت خودكامه را پخش مىكردند . از آنجا كه عبد الخالق نيز در چنين هوا و فضا زيست مىكرد و از نظر قومى به اقليت زير فشار هزاره مربوط بود مىتوان گفت كه در تشبث ناجايز او به ترور ، مخالفت با استبداد و تبعيض پابه‌پاى علاقه‌مندى به خانوادهء چرخى مؤثر بوده است . » « 2 » بدين‌سان با ترور انقلابى نادر خان توسط عبد الخالق هزاره با هرانگيزه‌اى كه بود ، طومار حكومت نادرى نيز بسته شد و در عوض بازماندگان او بر خشونت و استبداد خود نسبت به ملت هرچه بيشتر شدت بخشيده و براى نيم قرن ديگر ، صداها را در گلو خفه كردند .

--> ( 1 ) . در 6 جون 1933 محمد عزيز خان پدر سردار داوود و برادر ارشد نادر و وزيرمختار او در برلين در داخل وزارت مختارى به ضرب گلولهء يك نفر محصل به نام سيد كمال كه تحصيلاتش به پايان رسيده بود به قتل رسيد . اندكى پس از كشته شدن محمد عزيز خان ، يك نفر محصل ديگر به نام محمد عظيم به وزارت مختارى افغانستان در لندن وارد شده سعى كرد وزير مختار را بكشد كه موفق نشد و سه نفر ديگر را كه يكى انگليسى ، ديگرى هندى و سومى افغانى بود به قتل رسانيد . ( افغانستان در پنج قرن اخير ، باب پانزدهم . ) ( 2 ) . افغانستان در پنج قرن اخير ، چاپ احسانى ، ص 631 .