بصير احمد دولت آبادى
384
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
( 1914 ) خود ، شرحى از فرار نمودن شش صد خانوار هزاره به جانب ايران نوشت و گفت كه اين فراريان خوش به رضا به واسطهء عسكر مسلح از سرحد بازگشتانده و اجبارا در موطنشان دايزنگى ساكن ساخته شدند . سراج الاخبار مىنويسد كه وقتى از آنها سبب اين فرار كردن پرسيده شد ، ايشان ظلم و جبر و رشوتخوارى مأمورين دولت را پيش كشيدند . » « 1 » تاريخ افغانستان مملو از اينگونه ظلم و ناروايى در حق مردم كشور از سوى حكومت بوده و هست . ولى اشاره اين تعديها به حكومت حبيب اللّه از آن جهت است كه بسيارى از مورخين عقيده دارند كه او فردى آرام و مترقّى بوده است و از رشد فرهنگ در عهد او نام مىبرند . مرحوم غبار در مورد ظلم مأمورين حبيب اللّه مىنويسد : « در سال 1911 نرخ روغن در بازار كابل فى سير 15 روپيه بود . نايب السلطنة هفت هزار روپيه از معاش خود را عوض خزانه در بهسود حواله گرفت و در عوض آن روغن به نرخ تقريبا رايگان جمع كرد . اين وقت حاكم هزارهجات سردار محمد اكبر خان بود . » « 2 » او به همان نرخ كابل ، در بدل هفت هزار روپيه بايد بيشتر از 466 سير ( 3262 كيلوگرام ) روغن به دست آورده باشند ، چه برسد به نرخ تقريبا رايگان . اينكه جمعيت بهسود چقدر بوده است و چقدر گاو و گوسفند داشتهاند ، مسألهاى ديگر است . ظالمانهتر اينكه اين روغن را از خود مردم مىگرفتند و به كابل مىبردند . تنها اين نبود ، بلكه تمامى شهزادگان و سرداران ، معاش خود را از هزارهجات ، روغن مىگرفتند و با فروختن
--> ( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 1118 . ( 2 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 1120 .