بصير احمد دولت آبادى
372
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
مرحوم طالب قندهارى ، حمايت آية اللّه ميرزاى شيرازى از مردم تشيّع افغانستان را كه به تحريك آخوند خراسانى صورت گرفت ، از فتواى تنباكو مهمتر مىداند . امّا حكومت همواره به بهانهء ارتباط هزارهها با بيگانگان آنها را قتل عام كرده است . آقاى فرهنگ دربارهء اتهام و بهانهگيرى بيجاى عبد الرحمان مىنويسد : « امير براى توجيه اين اعمال خود چنين استدلال مىكرد كه با رسيدن روس و انگليس به سرحدات افغانستان ، هزارهها كه با ساير مردم افغانستان اختلاف مذهبى دارند خطرى را براى سلامتى و آزادى افغانستان تشكيل مىدهند . امّا در واقع چنين نبود ، زيرا هزارهها به سابقهء احساسات مذهبىشان از همكارى با عناصر غير مسلمان اجتناب مىكردند و تنها عدهء محدودى از سران ايشان در جريان جنگ دوم با انگلستان همكارى نمودند كه آن هم با همكارى سران قبايل سرحد قابل مقايسه نبود . هرچند ويسرا بعد از انتشار خبر بيدادگرى دولت در هزارهجات و هيجانى كه در اثر آن در مشهد و ساير نقاط ايران رخ داد در نامهاى امير را به ميانه روى دعوت نمود ، امّا امير از اين مداخله رنجيده جواب داد كه : چون مردم هزاره از اتباع او مىباشند بهطورى كه خواسته باشد با قتل ، حبس و تبعيد آنها را مجازات مىكند . همچنان او در برابر دولت ايران و تبليغات مجتهدين شيعه خصوصا مجتهد مشهد وضع شديدى اختيار نمود . بهطورى كه مىتوان گفت اين مداخلات به جاى آنكه به حال هزارهها سودمند واقع شود فشار دولت و حس انتقام امير را در برابر آنها شديدتر ساخت . در نتيجه يك عده زياد از هزارههاى ارزگان و جاغورى و ساير نقاط كه عرصه را از هرجهت بر خود تنگ ديدند ، ملك و وطن خود را گذاشته با آنچه از عيال و