بصير احمد دولت آبادى

364

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

از نحوهء سؤال مرحوم غبار چنين برمىآيد كه با اين‌كه تاريخ افغانستان را مورد تحليل قرار داده ، عبد الرحمان را نمىشناخته است . انسان منصف با كمى مطالعهء تاريخ درمىيابد كه براى او جز كسب قدرت هيچ ارزش و معيارى مطرح نبوده است ، چه رسد به آن شرايط كه رقيب حكومت را در قندهار ، پس از جنگ ميوند مشاهده مىكرده است . از اين گذشته ، خود مرحوم غبار مدعى است كه عبد الرحمان خان زمينهء تفاهم با انگليس را قبلا فراهم ساخته بود : « سردار محمد ايوب خان فورا مكتوبى به سردار عبد الرحمان خان ( زمانى كه تازه وارد افغانستان شده بود ) نوشت كه : بايستى ما و شما براى راندن انگليس از افغانستان متحد گرديم . امّا سردار عبد الرحمان خان جواب داد كه در دشمنى با انگليس نفع افغانستان نيست ، چنان‌كه امير شير على خان مرتكب اين اشتباه شد و از بين رفت . پس شما هم راه آشتى با برتانيه پيش گيريد . سردار عبد الرحمان خان اين جواب را به راه كابل در هرات عنوان كرد تا به دست انگليسها برسد و روى آنان را به طرف خود بكشاند . » « 1 » پس با اين دليل كه عبد الرحمان از قبل قصد داشته با انگليس بسازد ، سؤالات مرحوم غبار مفهوم خود را از دست مىدهد ، چرا كه خود وى مدعى است : « امير عبد الرحمان خان نقشهء مخصوص به خود داشت . او مىخواست هرطورى است سلطنت شخصى خود را در افغانستان مستقر سازد ، خصوصا كه از امكان سازش انگليسها با سردار محمد ايوب خان فاتح ميوند و رقيب بزرگ خود بيم داشت . لهذا در

--> ( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 1011 .