بصير احمد دولت آبادى
363
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
درحالىكه در رزم سياسى ، مقابل برتانيه يك فرد يعنى پادشاه مملكت قرار مىگرفت . غلبه بر او آسان بود ، چنانكه در جنگ دوم سپاه انگليس طى يك سال و هفت ماه در جنگهاى خوست ، خيبر ، گرشك ، قندهار ، قلات ، غزنه ، كابل و ميوند مغلوب گرديد و اينك قواى او در كابل تحت خطر استيصال قرار داشت . » « 1 » شايد تا تشكيل شوراى مشورت و ايجاد دولت موقت پيشاور و خروج نيروهاى روسى از افغانستان و حكومت مجاهدين و حكومت طالبان ، تحليل اين مقوله كه در افغانستان هميشه مردم در جنگ پيروز بوده و در سياست شكست خوردهاند ، كمى دور از باور باشد . ولى حالا اين فرضيه كاملا مورد تأييد تمامى طرفهاى درگير و تمامى آگاهان سياسى در امور افغانستان قرار گرفته است . مرحوم غبار در ادامهء تحليل و بررسى خود يادآور مىشود : « وقتى كه امير عبد الرحمان خان در قندوز بود ، انگليسها از او پرسيدند چگونه در وطن خود آمده و چه مىخواهد . هنگامى كه امير در چاريكار رسيد . . . انگليسها به امير نوشتند كه ما شما را در كابل به پادشاهى اعلان مىنماييم . شما نمايندهء خود را نزد ما بفرستيد . امير عبد الرحمان خان در عوض اينكه شرايط خود را به انگليسها پيش كند ، از آنها پرسيد كه از افغانستان چه مىخواهيد ؟ انگليسها فورا شرايط غالبانه را پيش كشيدند . اين شرايط چه بود ؟ همان لبّ لباب معاهدهء گندمك بود كه ملت افغانستان آن را قبلا با آهن و خون شسته بودند . » « 2 »
--> ( 1 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 1021 . ( 2 ) . افغانستان در مسير تاريخ ، چاپ احسانى ، ص 1022 .