بصير احمد دولت آبادى

362

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

انجام پذيرفته بود . اما انگليس هم درصدد يافتن چنين شخصى بود كه در ظاهر چهرهء ضد انگليسى داشته باشد و در باطن با انگليس باشد ؛ و در آن شرايط شخصى بهتر از او سراغ نداشتند . لذا انگليس از طريق خواهر او شاه بوبوجان وارد صحنه شد . « در اول اپريل 1880 گريفن ( نمايندهّ انگليس در كابل ) باب مكاتبه را با سردار باز نموده نوشت : دوست محترم من سردار عبد الرحمان خان ، بعد از تبليغات رسميه زحمت‌افزا مىشود كه دولت انگليس از استماع اين‌كه شما به سلامتى وارد قطغن شده‌ايد مشعوف است و خشنود خواهم شد كه بدانم شما از روسيه به چه قسم حركت نموده‌ايد و اراده و خيالات شما چيست ؟ علاوه بر اين نامه قاصد مذكور موظف بود تا شفاهى به سردار بگويد كه اقامت طولانى او در تركستان روسى مانع دوستى انگلستان با او نمىباشد و حكومت انگليس خود را خيرخواه او مىشمارد و آرزو دارد تا مكاتبه را با او دوام بدهد . » « 1 » حال اين سؤال پيش مىآيد كه چرا انگليس با اين‌كه كابل و جلال‌آباد را در تصرف دارد ، با عبد الرحمان خان كه معروف به ضديت با انگليس است اين‌گونه برخورد مىكند . مرحوم غبار انگيزهء انگليس را چنين بررسى مىكند : « دولت انگليس در جنگ دوم افغانستان عملا متيقن شد كه تسخير و حفظ افغانستان ناممكن است . پس در عوض ماشين نظامى ، دستگاه ديپلوماسى برتانيه در افغانستان به كار افتاد ، زيرا در رزم نظامى طرف برتانيه ، ملت افغانستان بود و برتانيه بر آن غلبه نمىتوانست ،

--> ( 1 ) . افغانستان در پنج قرن اخير ، چاپ احسانى ، جلد اول ، ص 371 .