بصير احمد دولت آبادى
361
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
واقعيت را به انگليسيها فهمانده بود كه بدون يك فرد خودكامه به نام شاه ، اين مردم رامشدنى نيستند . لذا بين ابرقدرتها توافق صورت گرفت تا از بين آنهمه مدعى حكومت ، طرف عبد الرحمان خان را بگيرند . روسها در آن شرايط - كه امپراتورى در حال تزلزلى داشتند - دوست خود شير على خان را مثل صدام حسين در جنگ خليجفارس ، تنها گذاشتند . مرحوم صديق فرهنگ در اين زمينه مىنويسد : « امير شير على خان در روزهاى اخير عمرش درحالىكه از كابل به مزار رفته بود ، هيأتى را به رياست سردار شير على خان به سفارت نزد كافمن فرستاد و اين هيأت در ضمن اينكه درخواست كمك نظامى امير را به حكمران روسى تفويض نمود ، خواهش كرد تا روسها از سردار عبد الرحمان خان به درستى مراقبت نمايند تا وى به افغانستان باز نگردد . كافمن از جمله خواهشهاى امير تنها همين فقره را قبول نموده سردار عبد الرحمان خان را براى نظارت بهتر ( و شايد هم براى مقاصد ديگر ) از سمرقند به تاشكند خواست . چون شير على خان در مزار وفات كرد و انگليسان بار ديگر به كابل لشكر كشيدند ، سردار ، كافمن را قانع ساخت تا به او اجازه بدهد كه به افغانستان آمده بخت خود را براى حصول تاجوتخت بيازمايد . در اين وقت مسئلهء آيندهء افغانستان به كلى مجهول بود و طبعا در چنين اوضاع روسها هم بىميل نبودند تا در جملهء داوطلبان تاجوتخت شخصى داخل باشد كه مدتى را به عنوان مهمانشان در تركستان سپرى كرده بود . » « 1 » آمدن عبد الرحمان به افغانستان به دستور روسيه و يا به صلاحديد روس
--> ( 1 ) . افغانستان در پنج قرن اخير ، چاپ احسانى ، جلد اول ، ص 370 .