بصير احمد دولت آبادى
340
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
براى خانوادهء خود مساعد مىكردند . با سقوط شاه محمود در سال 1818 تومار خانوادهء تيمور و سلسلهء سدوزايى بسته مىشود و تلاشهاى شاه شجاع براى برگرداندن قدرت به اين خانواده به جايى نمىرسد . پس آنچه در پايان اين مبحث مىتوان به عنوان نتيجه اعلام كرد اين است : 1 - مرگ نادر افشار به بيگانگان كه مترصد اوضاع منطقه بودند ، فرصت داد تا با علم كردن احمد خان و ايجاد حكومت افغانى در منطقه ، مسلمين را تضعيف و در آيندهاى نزديك زمينهء اشغال سرزمينهايشان را فراهم كنند . احمد خان بهترين فرد براى اين مقاصد به حساب مىرفت . 2 - اولاد احمد خان از تيمور گرفته تا فرزندان ديگر هيچكدام ادامهدهندهء راه احمد خان نبودند ، يعنى آن تعصّبى كه در رگ احمد خان مىجوشيد در رگ اينها وجود نداشت . بسيارى از آنان مادران غير پشتون داشتند . لذا شخصيتهاى غير پشتون هم به قدرت دسترسى پيدا كردند و همين امر باعث سقوط اين سلسله شد . 3 - چهرهء منفور و زشتى كه از شاه شجاع در تاريخ جلوه داده مىشود به خاطر آن است كه اولا ارتباط سرداران باركزايى كه بعدا سلسله محمدزايى را به وجود آوردند با انگليس مخفى نگهداشته شود ، چنانكه در مورد ببرك كارمل مىدانيم كه اصل قرارداد تجاوز روس به افغانستان را ترهكى امضا كرد و حفيظ اللّه امين از آنها دعوت كرد ولى تمام سنگها بر فرق ببرك كوبيده شد ، چون بهطور مستقيم وارد صحنه شد . ثانيا هر جريان شكستخورده بايد يك مجرم داشته باشد تا ديگران خود را موجه جلوه دهند . اينجاست كه تحت پوشش معاهدات شاه شجاع قراردادهاى امير دوست محمد خان ، عبد الرحمان خان ، شير على خان ، يعقوب خان و . . . توجيه مىشود . 4 - ماهيت لويه جرگه از اساس برپايهء نيرنگ و قرارداد قبايلى