أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

452

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بود و در سن بيست سالگى شروع فرمود بدرس گفتن كتابها و افاده ميفرمود تا به شصت رسيد بعد از آن تصنيف كتب ميكرد و تأليف معتبر داشت در دين ، چنانچه بليغان عاقل در آن عاجز ميشدند و افاضل علما از وى آداب مياموختند و از مصنفات او يكى كتاب تقريب است در تفسير « 249 » و توضيح حاوى در فقه « 250 » و شرح توضيح « 251 » است و شرح لباب « 252 » و شرح قصيده عميديه « 253 » و كتاب اغرابست در اعراب « 254 » و ميفرمود اول چيزى كه من از دنيا چشيدم حاصل درس و فتوى بود « 255 » و قصه آن بود كه پدر من از جهت ما يحتاج در روز ولادت من بيرون آمد « 256 » و در دست او چيزى نبود پس متحير شد در حال خود و نمىدانست كه چه از كس

--> ( 249 ) - التقريب فى التفسير ( شد الازار ) . ( 250 ) - توضيح الحاوى فى الفقه ( شد الازار ) . ( 251 ) - شرح التوضيح ( شد الازار ) . ( 252 ) - شرح اللباب ( شد الازار ) . ( 253 ) - قصيدهء عميديه همان قصيدهء اشكنوانيهء عميد الدين اسعد ابزرى است و تسميهء آن بقصيدهء عميديه به همان مناسبت لقب صاحب آن عميد الدين است ولى بعدها اين قصيده بقصيدهء اشكنوانيه مشهور شده است بمناسبت اينكه عميد الدين اسعد مزبور اين قصيده را در قلعهء اشكنوان از قلاع فارس كه وى در آنجا به حكم اتابك ابو بكر بن سعد بن زنگى محبوس بود و در همانجا نيز در احدى الجماديين سنهء 624 او را بقتل آوردند ساخته است ، - قصيدهء مزبور در آخر معلقات سبع چاپ طهران ( يا تبريز ؟ ) در سنهء 1272 قمرى در صد و نه بيت بطبع رسيده است و نيز در اروپا در سنهء 1893 ميلادى در مجلهء سامى ( - رووسميتيك ) باهتمام مرحوم كلمنت هوارت مستشرق فرانسوى در صد و يازده بيت منتشر شده است ، - و از اين شرح قطب الدين محمد فالى بر قصيدهء مزبوره يك نسخهء كامل بسيار قديمى كه در ماه صفر سنهء 734 يعنى فقط سيزده سال بعد از وفات شارح كتابت شده در كتابخانهء مشهد موجود است ، و يك نسخهء ديگر نيز كه قريب يك ثلث از آخر آن افتاده است در كتابخانهء مجلس شورى در طهران محفوظ است ( رجوع شود بفهرست كتابخانهء مشهد ج 3 ص 181 ، و فهرست كتب خطى كتابخانهء مجلس تأليف اعتصامى ص 238 ) - حاشيه علامه قزوينى . ( 254 ) - الاغراب فى الاعراب ( شد الازار ) . ( 255 ) - و كان يقول غذيت بلبان العلم و حنكت بثمره الفضل و اول طعام ذقته فى الدنيا كان من حاصل الدرس و الفتوى ( شد الازار ) . ( 256 ) - مترجم در ترجمه عظيم اشتباهى كرده است و ما ناچار استدراكا عبارت را تصحيح كرديم براى مزيد اطلاع عبارات دو نسخه مد و جها و متن شد الازار نقل ميگردد . جها . مد : از جهة ما يحتاج از ولايت بيرون آمد . . . و ذاك ان الى خرج يوم ولادتى لترتيب ما يحتاج اليه ( شد الازار ) .