أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

412

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

و قرآن با چندين بندگان خداى خوانده و درس قرائت ميگفت و كتابها در علم قرائت نوشت و يكى از آنها كتاب كامل الفريد است كه مثل آن از متأخران هيچكس تصنيف نكرده و فن قراءت در آن جمع كرده و ميگويند در اول حال چون بشيراز آمد « 60 » اهل ظاهر او را نميشناختند و در مجالس و محافل حاضر مىشد و سخن نميگفت و عاميان مىپنداشتند كه مردى عامى است تا روزى در مجلس شيخ نجيب الدين على بزغش حاضر بود ناگاه يكى درآمد و سؤالى از مشكلات قراءت بكرد . پس شيخ فرمود كه جواب اين سؤال نگويد الا اين مرد كه نشسته است در آخر حلقه بعد از آن شيخ محب الدين بدانست كه شيخ ويرا شناخته است بفراست ، پس بيامد و دست شيخ را بوسه داد و جواب آن مرد بداد و خلق شيراز او را بشناختند و فضائل او بدانستند بعد از آن اكابر و علما برفتند و او را بديدند و خلق بسيار چيزى بر وى بخواندند « 61 » و او تحقيق مسائل نيكو داشت و مولانا قوام الدين عبد الله ميگويد روزى از اعتقاد فلاسفه چيزى در خاطر من درآمد و چون بدانستم كه هركس كه چنين اعتقاد كند كافر گردد پس پشيمان شدم و گفتم بروم بنزد شيخ و سؤال كنم كه مرا در نكاح هيچ خللى نبوده باشد و در اين حالت دختر شيخ خواسته بودم چون برفتم و سلام كردم پيش از آنكه من اظهار كنم فرمود يا عبد الله نكاح خود از نو كن « 62 » و تجديد آن كن . پس گفتم از بهر اين كار آمده‌ام بعد از آن نكاح تجديد كرد پس آن نكاح سبب آن شد كه فرزندان بسيار حاصل گشت و متوفى شد در ماه ربيع الآخر در سال هفتصد و يازدهم و او را دفن كردند

--> - موسى الموصلى شيخ شيراز و نزيلها امام فاضل كامل صالح وقفت له على شرح الشاطبيه و افرد السبعة ايضا قرأ على عبد الله بن ابراهيم الجزرى قرأ عليه محمود بن محمد السمرقندى و الامام قوام الدين عبد الله بن الفقيه نجم و جماعة كان بعد السبعمائة و توفى خامس عشر ربيع الاخر سنة ثلاث عشرة و سبعمائة بمدينة شيراز و دفن بظاهرها كذا وجدت على قبره » انتهى ، ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 60 ) - مد : چون بشيراز فرمود . ( 61 ) - مد : پيش وى بخواندند . ( 62 ) - مد : نو واكن .